چرا زاد ولد در نخستین دهه پس از انقلاب جهش کرد؟

اثرات انقلاب و جنگ بر خیز جمعیتی دهه شصت

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 1 پسندیدن

بورسان-مجتبی نظری: کشورهای توسعه‌یافته از جمله آمریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴) شاهد پدیده جهش تولد نوزادان بودند که ادبیات زیادی را نیز به خود اختصاص داده است. اما چنین جهشی در ایران، در حدود دهه ۱۹۸۰ میلادی رخ داد و احتمالاً جنس و ریشه‌های متفاوتی داشت؛ این پدیده که با فاصله کمی بعد از انقلاب ۵۷ رخ داد، در سه دهه بعدی پیامدهای مهمی روی فضای اقتصادی-اجتماعی ایران داشته است. اما چرا به ناگهان جمعیت ایران چنین جهشی را در دهه شصت تجربه کرد؟ در این گزارش به کمک مقاله‌ای از فرید فرخی و محمدحسین رحمتی (۲۰۱۰) برخی شواهد و حقایق را بررسی می‌کنیم که می‌توانند نشانه‌هایی از علل وقوع آن پدیده را روشن کنند. به نظر می‌رسد در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی، کنارگذاشتن سیاست‌های تنظیم خانواده، کاهش حداقل سن قانونی ازدواج، توزیع کالاهای دولتی با توجه به اندازه خانوار در دوران جنگ، کاهش قابل توجه مشارکت زنان جوان در بازار کار و اثرات بازتوزیعی از جمله ریشه‌های احتمالی پدیدآمدن دوره‌ای بوده‌اند که در آن ازدواج و زایش نوزادان به صورت فشرده‌تر رخ داده و موج بزرگ متولدان دهه شصت را رقم زده است.

بلندمدت در مقابل کوتاه‌مدت

وقتی بر اساس سرشماری‌ها، تعداد بچه‌های زاده‌شده به ازای هر زن (در کل دوران باروری خود) بررسی شود، مشخص می‌شود این عدد از زنان متولد دهه ۱۲۹۰ شمسی که حدود ۶ بوده به حدود ۷ در متولدین حدود ۱۳۲۰ می‌رسد و سپس به طور مداوم کاهش یافته و برای زنان دهه‌پنجاهی احتمالاً به زیر سه رسیده است. بنابراین به طور بلندمدت به نظر می‌رسد تمایل به بچه‌داری به صورت کلی در جامعه ایران در هشتاد سال اخیر کاهشی بوده است؛ اما وقتی سراغ نرخ باروری می‌رویم، اثر جهش کوتاه‌مدت دهه شصت را مشاهده می‌کنیم. نمودار مقاله فرخی و رحمتی (۲۰۱۰) به بیانی نشان می‌دهد که سرعت تولد فرزند در برهه خاصی که همان دهه شصت است، افزایشی شده بوده است. در واقع نرخ باروری از اندکی پیش از انقلاب شروع به افزایش کرده بوده اما سرعت افزایش آن پس از انقلاب زیاد شده و سپس از اواخر دهه شصت شروع به کاهش شدید کرده است.

نرخ باروری کل برای زنان ایرانی (فرخی و رحمتی، ۲۰۱۰)

زنان متولد سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۹ نقش مهمی در پیک‌های جمعیتی پس از انقلاب (در نیمه اول دهه شصت) داشته‌اند. اما به نظر می‌رسد این زنان که در دهه سوم عمر خود باروری زیادی داشته‌اند، پس از این دوره کمتر از سایر گروه‌های سنی باروری داشته‌اند؛ در واقع این موضوع که مجموع تعداد تولد کودکان به زنان در بلندمدت کاهشی بوده اما در دوره‌ای نرخ باروری بالا رفته، می‌تواند به این معنا باشد که در یک دوره خاص، زنان در فواصل کمتری بچه‌دار شده‌اند. فرض کنید اگر یک زن به طور معمول در طول سی سال چهار بچه به دنیا می‌آورده، در شرایط تاریخی کوتاه‌مدت خاصی این تعداد را در مدت ۱۵ سال اول باروری خود به دنیا بیاورد، عملاً در یک دوره نرخ باروری بالاتری داشته و رخ‌دادن این اتفاق در سطح کل جامعه باعث می‌شود تعداد زیادی از نوزادان به صورت فشرده‌تر و زودتر به جمعیت افزوده شوند و سپس ناگهان تعداد آن‌ها افت کند.

خیز بلند ازدواج‌ها

البته به غیر از فشرده‌شدن زمان‌های تولد نوزادان، دلیل دیگر هم می‌تواند فشرده‌شدن ازدواج‌ها باشد! این که ازدواج‌ها به‌ناگهان در دوره‌ای زودتر از متوسط معمول گذشته رخ دهند باعث می‌شود تولدها زودتر رخ دهد و در نتیجه بخشی از افزایش جمعیت تدریجی در آینده، به زمانی زودتر منتقل شود و یک پیک بزرگ را ایجاد کند. شاهد آن این که از حدود سال ۵۸ تا ۶۰، تعداد ازدواج‌ها ۸۳ درصد بیشتر شده است! ضمن این که تولد نخستین فرزند در سال اول ازدواج نیز به طور معناداری بیشتر شده است. نمودار زیر افزایش شدید تعداد ازدواج‌ها را نشان می‌دهد؛ در دهه پنجاه تا پیش از انقلاب اسلامی، تعداد سالانه ازدواج حول ۲۰۰ هزارتا و کمتر از آن بوده اما در دهه شصت حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰هزار ازدواج در سال رخ داده است! اما حالا پرسش اصلی این است که در کل چه عواملی در سال‌های نخست انقلاب و سال‌های جنگ، باعث چنین تغییراتی در ازدواج و فرزندآوری شدند؟ در ادامه برخی سازوکارهای احتمالی که مقاله بیان کرده بررسی می‌شوند.

تعداد سالانه ازدواج زنان ایرانی (فرخی و رحمتی، ۲۰۱۰)

چه اتفاقات و سیاست‌هایی در آتش جهش جمعیت دمید؟

دو برنامه توسعه چهارم و پنجم که در سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۶ اجرا شدند، حاوی سیاست‌هایی در راستای تنظیم خانواده از راه‌ گسترش خدمات بهداشتی و آموزشی بودند. در خلال قانون حمایت از خانواده (مصوب ۱۳۵۴) حداقل سن ازدواج برای دختران از ۱۳ به ۱۸ و برای پسران از ۱۵ به ۲۰ تغییر یافت. اما در خلال انقلاب اسلامی هم سیاست‌های تنظیم خانواده کنار گذاشته شد و هم گفته می‌شود لغو قانون حمایت از خانواده نخستین قانون لغوشده در این دوران بوده است. بنابراین می‌توان حدس زد که رویکرد حکومت جدید عملاً می‌تواند یک شوک برون‌زا به نحوه تصمیم‌گیری افراد جهت بچه‌دارشدن و همچنین سن ازدواج وارد کرده باشد.

بعد اقتصادی پیامدهای انقلاب روی جهش جمعیت

یکی از ویژگی‌های خیلی از انقلاب‌ها این است که در ابتدا به شکل سریعی نوعی بازتوزیع ثروت و درآمد ایجاد می‌کنند. در ایران با توجه به بزرگی درآمد نفتی، همواره نقشی توزیعی نیز بر عهده حکومت قرار دارد. بنابراین این که ایدئولوژی طبقه حاکم جدید به سود کدام گروه‌های اجتماعی و درآمدی باشد، می‌تواند در کلیت نرخ باروری هم اثر گذارد؛ یا ممکن است بازتوزیع درآمد از خانوارهای پردرآمد به کم‌درآمد باعث شود باروری در خانوارهای پردرآمد چندان تغییری نکند اما باروری خانوارهای کم‌درآمد افزایش یابد؛ به ویژه اگر دولت در این فرایند انگیزه‌هایی هم جهت داشتن تعداد فرزند بیشتر ایجاد کند. برای نمونه توزیع کالاهای کوپنی در دولت دوران جنگ به تعداد اعضای خانوار وابسته بوده است و در نتیجه احتمالاً برای خانوارهای کم‌درآمد انگیزه داشتن فرزند بیشتر، افزایش می‌یافته است. البته جنگ هشت‌ساله نقش مهمی در پدیدآمدن این نظام توزیع کالاها داشته است. ضمن این که جنگ می‌تواند از طریق افزایش نرخ مرگ‌ومیر مردان هم پیامدهایی روی تصمیمات خانوارها جهت بچه‌دارشدن گذاشته باشد. مقاله همچنین تغییرات اجتماعی پس از انقلاب اسلامی را هم یک عامل احتمالی در جهت کاهش هزینه ازدواج دانسته است که سازوکاری به سود افزایش زاد ولد است.

کاهش مشارکت نیروی کار زنان پس از انقلاب

مشارکت هر دوی مردان و زنان از ۱۳۵۵ به ۱۳۶۵ کاهشی بوده است اما کاهش نسبی مشارکت زنان بسیار قابل توجه است؛ به طوری که بنا بر اطلاعات مقاله، مشارکت زنان ۱۵ ساله به بالا در این برهه ۳۳.۵۸ درصد کم شده است. یعنی بعد از انقلاب یک‌سوم از مشارکت زنان در بازار کار کاهش یافته است. جالب آن که بخش بزرگ این کاهش در بازه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال رخ داده است. این حقیقت به ما می‌گوید در سال‌های اول انقلاب و در واقع در دوران جهش زاد ولد، زنان جوان مشارکت بسیار کمتری نسبت به نسل قبلی‌شان در ده سال پیش در بازار کار داشته‌اند. البته به نظر می‌رسد این حقیقت هم می‌تواند یک علت افزایش باروری باشد و هم شاید از سویی معلول آن. یعنی از طرفی ممکن است دشوارترشدن کارکردن برای زنان منجر به عدم مشارکتشان در بازار کار و در نتیجه کاهش هزینه‌فرصت آن‌ها برای بچه‌دارشدن و افزایش انگیزه باروری شده باشد و از سوی دیگر شاید تحت تأثیر عوامل دیگر، انگیزه برای بچه‌دارشدن بیشتر شده و این باعث شده زنان امکان کمتری برای مشارکت در بازار کار داشته باشند.

مرجع:

Farrokhi, Farid, and Mohammad Hossein Rahmati. "The Driving Forces of Iran’s Baby Boom." (2010).‏

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر