غلامرضا نظربلند، تحلیلگر سیاسی همزمانی امضای سند همکاری ۲۰ساله با روسیه و مذاکرات هسته‌ای را بررسی می‌کند

شکلات روسی برای دولت رئيسی در اوج مذاکرات وین

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 5 پسندیدن

بورسان- شکوفه حبیب‌زاده : همزمان که اخبار امیدوارکننده‌ای از وین به گوش می‌رسد و به‌نظر می‌آید که طرفین به اندک توافقی دست یافته‌اند، خبر می‌رسد که ابراهیم رئیسی، رئیس‌ جمهوری ایران برای امضای سند همکاری ۲۰ ساله ایران و روسیه، وارد مسکو می‌شود. رخدادی که همزمانی آن با مذاکرات وین، ظن شیطنت روس‌ها برای امتیازگیری از ایران برای آنکه کمتر در مسیر احیای توافق برجام مانع‌تراشی کنند را ایجاد می‌کند. در حال حاضر روسیه با شرکای غربی خود دچار تنش است و تمایلی ندارد موقعیت ویژه توازن‌گری ایران در منطقه بدون در نظر گرفتن موقعیت آنها، تثبیت شود و پوتین تیزبینانه به دنبال آن است که با متعهد کردن ایران در یک سند بلندمدت، احتمال هرگونه همکاری قابل توجه با غرب بدون در نظر گرفتن نقش روسیه را پیش‌دستانه از بین ببرد. ازسویی کارشناسان معتقدند که در نبود موازنه قدرت و باوجود فشارهای گسترده تحریم، اکنون ایران دست پایین را دارد و امضای هرگونه سند بلندمدت با هر کشوری نمی‌تواند در راستای منافع ملی ایران باشد.

چشم جهان به نقش توازن‌گری ایران

غلامرضا نظربلند، تحلیلگر سیاسی در این باره می‌گوید: «ایران فارغ از حکومت مستقر، برخوردار از موقعیت پادشاه‌ساز (kings maker) و قدرت توازن‌گری (Balancer) در منطقه است. از این رو، ایران به هر قدرت جهانی که تمایل پیدا کند، کفۀ ترازو را به نفع آن سنگین می کند. این مزیت که بعضاً حتی نزد خودمان هم مغفول واقع می شود، نزد آن ها که دستی در مناسبات بین المللی و سیاست عملی دارند آشکار است».

او در ادامه با اشاره به همزمانی مذاکرات وین و سفر رئیس‌جمهور به روسیه برای امضای سند همکاری ۲۰ ساله چنین می گوید: «به نظر می‌رسد مسکو در مقطع کنونی به دنبال آن است که تهران را متعهد به تعهداتی کند که اگر طرف غربی مذاکرات و مشخصاً امریکا، بخواهد با ما راه بیاید، ایران را پیشاپیش به آن تعهدات مأخوذ کند تا نکند روس‌ها را احیاناً دور زند و منافع و خواست آن ها را نادیده بگیرد ».

سیاست پیش‌دستانه روس‌ها

نظربلند امضای این سند در شرایط کنونی که ایران در فشار سیاسی و اقتصادی ناشی از تحریم قرار دارد را نوعی تن دادن به رویکرد نزدیکی نامتقارن و نامتوازن به شرق و پررنگ‌تر شدن روابط ایران با کشورهای مطرح آن در سیاست خارجی خود تعبیر کرده و می‌گوید: «شعار نه شرقی، نه غربی که محوری‌ترین شعار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بود، در حال حاضر به سمت موازنۀ مثبت غلیظ به سمت شرق یله شده است. اما به گمانم ایران رفته رفته به این دریافت می‌رسد که نمی‌تواند همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مسکو و پکن بگذارد. هر چند که شاید این به مذاق بنیادگراها خوش نیاید، اما شرایط میدانی سپهر سیاست چنین دیکته می‌کند که خواه ناخواه از این بی‌توازنی در روابط خارجی خارج شویم و به سمت موازنه مثبت متعادل روی آوریم که این مهم در گرو برقراری رابطۀ متوازن با غرب و شرق جغرافیای سیاسی است. از آن‌جاکه این باب طبع روسیه و تا حدودی چین نیست، اما آن دو، به‌ویژه روسیه، در پی آن هستند که نه تنها موازنۀ مثبت به نفع غرب معکوس نشود، که حتی به‌طور مساوی هم بین آنها و غربی‌ها تقسیم نشود».

آیا امضای سند بلندمدت در این شرایط منافع ملی را تأمین می‌کند؟

فارغ از موقعیت‌سنجی روس‌ها در شرایط کنونی این دیپلمات باسابقه به این پرسش که آیا امضای چنین سند بلندمدتی به نفع ماست چنین پاسخ می‌دهد: «فارغ از این که مفاد سند مورد بحث متضمن چه مواردی است که بنده طبعاً از آن بی‌اطلاعم باید عرض کنم که اصولاً در این‌گونه اسناد بلند مدت همکاری، وزن طرف قوی به مراتب سنگین‌تر است. شرایط کنونی ما که مناسب نیست هم مزید علت است و منجر به یله شدن بیشتر این الاکلنگ به سمت روس‌ها می‌شود».

از نظربلند می‌پرسم اگر در شرایط تحریم قرار نداشتیم، امضای این سند همکاری بلندمدت معقول بود؟ او در پاسخ چنین می‌گوید: «در شرایط عادی هرچند باز هم روسیه دست بالا را می‌داشت، اما حداقل ما هم وضعیت بهتری می‌داشتیم و قدری تناسب برقرار می‌شد، اما در وضعیت کنونی و به‌طور خودکار این موازنه به‌طور مضاعف به سمت روسیه سنگینی می‌کند. بر این تصورم که روس‌ها از مدت‌ها پیش در کمین چنین روزهایی نشسته بودند. گزاره‌ای معروف می‌گوید که در عالم سیاست هیچ رویدادی اتفاقی نیست و یک شبه هم به وقوع نمی پیوندد ».

به گفته او: «در حال حاضر غربی‌ها به دلایل روشن که جای بحث آن این‌جا نیست، حاضر نیستند با ایران سند بلندمدت امضا کنند و ایران در غیاب آنها، جایگزینی شرق را در دستور کار قرار داده و به امضای اسناد همکاری بلندمدت با شرق روی آورده است. البته شاید هم ما فکر می‌کنیم که با دست‌یابی به چنین توافقاتی طرف غربی را وادار می‌کنیم که از ترس افتادن ما به دامن روس و چین از مواضع خود کوتاه بیاید. اما حداقل تجربه تاکنون نشان داده که چنین چیزی مقرون به صحت نیست چرا که غربی‌ها به درستی یا به غلط بر این باورند که همه راه ها به خودشان ختم می‌شود و نه به جای دیگر، از جمله مسکو و پکن».

سه دلیلی که امضای سند همکاری با روس‌ها به نفع ایران نیست

نگاه این اقتصاددان به امضای سند همکاری مزبور به سه دلیل خوش‌بینانه نیست: « نخست آنکه، اقتصاد ایران و روسیه مکمل یکدیگر نبوده و نوعاً در رقابت با یکدیگرند. در واقع در صنعت نفت و گاز که محور اقتصاد ایران است، روسیه رقیب بدخیم ما است. این در حالی است که روس‌ها اصولا کالا و متاع خیلی بیشتری هم برای عرضه ندارند که برای ما به ارمغان بیاورند. دوم ، روس‌ها می‌دانند که ایران در شرایطی قرار دارد که غربی‌ها حاضر به امضای قراردادهای بلندمدت با آن نیستند و دیر یا زود از روی ناچاری به آن ها متوسل می شود. بنابراین آنها با علم به این نقطۀ ضعف حاضر نیستند فعلاً سند بلندمدت همکاری با ما امضا کنند. سوم ، در مذاکرات فعلی هم آمریکایی‌ها طرف اصلی هستند و نه هیچ کشور، هر چند که عجالتاً جزو آمار به حساب نمی‌آیند، و نه هیچ کشور دیگر عضو پنج به علاوه یک! لذا ما با یک طرف اگر نگوییم فیک، حداکثر دست دوم وارد قرارداد "همکاری بلند‌مدت" می‌شویم. به باورم روس‌ها عجالتاً می‌خواهند به اعتبار نفوذی که روی دولتمردان ایرانی دارند ما را با منویات آمریکایی‌ها در رابطه با مذاکرات جاری وین همراه کنند و مابه‌ازای وساطت‌شان را از طرفین بگیرند. اما داستان به این‌جا ختم نمی‌شود و اصل موضوع (سوم) آن است که آنها می‌خواهند خاطرشان کاملاً جمع شود که طرف ایرانی دورشان نخواهد زد. مسکو برای دستیابی به این مهم باید پای ثابت کار باشد و در مذاکرات جاری وین ابتکار عمل را از طرف ایرانی بگیرد. قرین توفیق شدن روس‌ها در این رویکرد راهبردی مساوی با انفعال ما در این دور مذاکرات خواهد بود که با توجه به تعارض منافع موجود بین دو کشور، بازی را با نتیجۀ یک بر صفر به زیان ما به پایان خواهد برد».

همزمانی امضای سند همکاری با روسیه و مذاکرات وین

نظربلند با اشاره به هم‌زمانی امضای این سند با روند ظاهراً مثبت مذاکرات وین، می‌گوید: «روسیه در مذاکرات وین، در دو نقش ایجابی و سلبی ظاهر شده است. این کشور نقش ایجابی خود را در پاسخگویی به ندای کشورهای غربی مبنی بر منعطف کردن مواضع ما و نقش سلبی خود را در بازداشتن زیرکانه ما از نزدیکی با آن کشورها ایفا می کند. دولتمردان روسیه می‌دانند که اگر ایران و غرب به یکدیگر نزدیک شوند، روسیه نه تنها مهم‌ترین متحد منطقه‌ای خود را از دست می‌دهد، بلکه آن متحد به سمتی که مسکو با آن زاویه دارد متمایل می‌شود و این موجب زیان دیدگی مضاعف آن می‌شود.

مخلص کلام آن که مسکو هر اقدامی در جهت بهبود روابط ما با کرانه‌نشینان دو سوی آتلانتیک را که با منافع ملی خود ناسازگار ببیند خنثی و حتی مصادره به مطلوب می‌کند. ارادۀ سیاسی آن به این تعلق گرفته که تا می‌تواند ایران را به خود وابسته‌تر کند و نظارگر و حتی تنظیم‌گر تنش در روابط ما با دنیای غرب، به ویژه امریکا باشد. این امر موجب می‌شود که ایران نتواند قدرت توازن‌گری‌اش را در جهت منافع ملی خود به خدمت بگیرد و با جهان بیرون روابطش را تنظیم و تعدیل کند. ناگفته نماند که منافع ملی ما ایجاب می‌کند که با روسیه هم رابطه متوازن و دوستانه داشته باشیم. این رابطه هم چون رابطه با هر کشور دیگری از جمله کشورهای غربی در گرو احترام متقابل و به رسمیت شناخته شدن اصل برابری در روابط دو جانبه است که قطعا تأثیرات مثبت خود را در روابط چند جانبه و همکاری‌های بین‌المللی به جا خواهد گذارد».

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر