انتقام عرضه از اقتصاد ایالات متحده

تورم آمریکا چگونه رکورد ۳۰ ساله را شکست؟

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 4 پسندیدن
شب گذشته آمار تورم مصرف‌کننده آمریکا از جهش ۶.۲ درصدی حکایت داشت که بالاترین نرخ از سال ۱۹۹۰ است. این روزها که تورم ایالات متحده اوج گرفته، صحبت از عوامل پیدایش آن درس‌های مهمی به همراه دارد. به ویژه از آن‌جا که بخشی از دلیل این رخداد به کمبود موقتی در سمت عرضه اقتصاد آمریکا نسبت داده می‌شود، این پرسش پیش می‌آید که چرا آمریکا در آستانه خروج از وضعیت کرونایی، دچار کمبودها و مشکلاتی در طرف عرضه شده است؟ آیا ظرفیت اقتصاد آمریکا بیش از این نیست؟ جان کاکرن، اقتصاددان راست‌گرای آمریکایی، معتقد است از یک طرف سیاست‌های فدرال رزرو تقاضای اسمی را زیاد کرده و از طرف دیگر سیاست‌های دولت جدید، انگیزه را از بخش عرضه اقتصاد گرفته است. این بی‌توجهی به سمت عرضه اقتصاد باعث شده این روزها اقتصاد این کشور با انتقام عرضه و اثر کمبود آن روبه‌رو شود.

بورسان-مجتبی نظری: جان کاکرن، اقتصاددان آمریکایی که قبلاً استاد دانشگاه شیکاگو بود و اکنون در مؤسسه هوور در دانشگاه هاروارد فعالیت می‌کند، اخیراً مطلبی با عنوان «انتقام عرضه» را هم در وبلاگ خودش و هم در Project Syndicate با نام اقتصاددان بداخلاق منتشر کرده است. او می‌گوید اقتصاد به دیوار عرضه برخورد کرده است و از نشانه‌هایش می‌توان به تورم فزاینده، قیمت‌های انرژی افسارگسیخته، تنگناهای تولید، کمبودها و لوله‌کش‌هایی که جواب تلفن نمی‌دهند اشاره کرد!

اشتباه فدرال رزرو؟

قصه از نظر کاکرن فقط مشکل طرف عرضه نیست. اگر تقاضا کمتر از تقاضای فعلی بود، هیچکدام از کمبودهای عرضه فعلی پیش نمی‌آمد. اما به زعم نویسنده، بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) با چاپ پول برای کمک‌های مالی به اکثر آمریکایی‌ها کاری کرد که پیش‌بینی تورم اصلا سخت نبود؛ با این حال ظاهرا این تورم فدرال رزرو را غافلگیر کرده است. توجیه این نهاد این است که شوک‌های عرضه، نشانه‌های گذرای انفجار تقاضا هستند. اما جان کاکرن می‌گوید وظیفه فدرال رزرو همین است که تقاضا را به اندازه ظرفیت عرضه اقتصاد تنظیم کند. بنابراین شاید بتوان گفت توجیه گفته‌شده عملا نشانه اشتباه عملکرد این نهاد است.

نویسنده فکر می‌کند اتفاق حال حاضر آمریکا می‌تواند برخی ایده‌های مکاتب اقتصادی را نیز تغییر دهد. مثلاً انتظار دارد دیگر از هواداران مکتب نظریه پولی مدرن که از چاپ پول دولت حمایت می‌کنند و معتقدند تورم را در پی ندارد، چیزی نشنویم!

چرا ظرفیت عرضه آمریکا کم است؟

نکته‌ای که وجود دارد این است که مقدار واقعی تولید ناخالص داخلی سرانه آمریکا به سختی اخیراً از حد پیشاکرونایش عبور کرده و اشتغال هنوز پنج میلیون از قله قبلی کمتر است. در نتیجه این سوال پیش می‌آید که چرا عرضه بیشتر افزایش پیدا نکرده؟ آیا ظرفیت اقتصاد آمریکا همین است؟ کاکرن می‌گوید موانعی در حرکت چرخدنده عرضه وجود دارد.

یکی از این موانع این است که با وجود ده میلیون موقعیت شغلی خالی که سه میلیون بیشتر از مقدار پیشاکروناست، فقط ۶ میلیون نفر دنبال کار هستند. یعنی همزمان که کمبود نیروی کار وجود دارد، بخشی از مردم اصلا به دنبال کار نمی‌روند. درصد افرادی که شاغل یا به دنبال کار هستند، از ۶۳ درصد افراد در جمعیت کار به ۶۱.۶ رسیده است. برای تحلیل این رخداد، نویسنده یادآوری می‌کند که دو عامل در میزان کارکردن افراد اثرگذار است؛ هر چه فردی پول بیشتری داشته باشد کمتر کار می‌کند. از طرف دیگر هر چه بازدهی و دستمزد کاری که فرد انجام می‌دهد بیشتر باشد، تمایلش به کارکردن افزایش می‌یابد. حال سیاست‌های فعلی دولت آمریکا از هر دو مسیر انگیزه‌های کارکردن را می‌ربایند. نگارنده این یادداشت تحلیل می‌کند که از یک سو حق بیمه بیکاری بالایی که در دوران همه‌گیری پرداخت شده یا می‌شود، در مقاطعی باعث شده کارنکردن بیشتر از کارکردن درآمد به ارمغان آورد!

ریشه مشکل اقتصاد آمریکا

جان کاکرن از دسته اقتصاددانانی است که با افزایش مخارج و مداخله دولت که رویکرد دوره بایدن است، کاملاً مخالف‌اند. او می‌گوید تمام این رویکرد ضدانگیزه برای کارکردن و تولید است. از سیاست‌های محیط‌زیستی گرفته که پیش از رونق انرژی‌های جایگزین، اقدام به محدودکردن عرضه سوخت‌های فسیلی می‌کنند تا قانونی که تعیین می‌کند کارکنان مهدکودک‌ها باید خیلی بیشتر از میانگین فعلی و به اندازه معلمان دبستان دستمزد بگیرند.

در کل کاکرن می‌گوید دست‌وپای اقتصاد را باید رها کرد. مجوزهای شغلی عرضه را کم می‌کنند؛ قانون‌گذاری‌های نیروی کار عرضه را کم می‌کنند؛ او به طور خاص مثال می‌زند که اجبار به این که رانندگان اوبر (شرکت تاکسی اینترنتی) رسماً به عنوان کارمند و نه یک طرف قرارداد مستقل تعیین شوند، از این دست قوانین دست‌وپاگیر است. او معتقد است برای ایجاد زیرساخت‌ها، مشکل اصلی کمبود پول نیست، بلکه مشکل این است که ساخت زیرساخت‌ها به خاطر قوانین دولت خیلی گران درمی‌آید! مثلاً قوانین قراردادها و قواعد پرداخت حقوق مورد نظر اتحادیه‌ها از عوامل آن هستند. به هر صورت توصیه جان کاکرن این است که اولویت اول اقتصاد آمریکا در حال حاضر باید عرضه و افزایش کارایی باشد و تحت تأثیر شرایط کنونی دیدگاه‌ها به سمت عرضه رود.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر