عمادی، کارشناس ارشد سابق سازمان ملل در افغانستان ظرفیت‌های همکاری ایران و طالبان را بررسی کرد

شانس سرمایه‌گذاری ایران در معادن افغانستان چقدر است؟

شانس سرمایه‌گذاری ایران در معادن افغانستان چقدر است؟
  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 1 پسندیدن

بورسان : اوایل این هفته مولوی امیرخان متقی، سرپرست وزارت امور خارجه طالبان به ایران آمد تا در مورد تجارت، نفت، حمل و نقل، موضوعات سیاسی و امنیتی با مقامات ایرانی گفت‌وگو کند. دیداری که با حواشی زیادی ازجمله تحویل سفارت افغانستان به نمایندگان طالبان و همچنین دیدار این مقام طالب با احمد مسعود و اسماعیل‌خان را به همراه بود. تحلیل‌ها در این زمینه عموما مثبت ارزیابی شد و در زمینه همکاری‌های مشترک اقتصادی بین دو کشور نیز زمینه‌های مختلفی مورد رصد و بررسی قرار گرفت. فارغ از مسائل تجاری و صادرات سوخت به این کشور، ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری ایران در حوزه معادن نیز بسیار مورد استقبال قرار گرفت، اما به گفته محمدحسین عمادی، کارشناس ارشد سابق سازمان ملل در افغانستان، ایران به دو دلیل امکان بهره‌برداری از معادن افغانستان را ندارد؛ نبود امنیت و عدم توان رقابت بخش خصوصی ایران با ترکیه و چین. به گفته او، ایران در قالب کنسرسیوم با این دو کشور یا هر یک از این کشورها می‌تواند عملکرد موفقی در این حوزه داشته باشد.

مذاکره ایران با طالبان منهای شناسایی امارت اسلامی

محمدحسین عمادی، کارشناس ارشد سابق سازمان ملل در افغانستان در گفت‌وگو با «بورسان» درباره پیام سیاسی این دیدارها گفت: «عملکرد ایران در برابر افغانستان نسبت به پروتکل‌های بین‌المللی در مواجهه با کشورهای همسایه در یک مسیر است و اقدامی رادیکال یا محافظه‌کار از سوی ایران دیده نمی‌شود و همانگونه که هیچ کشوری تاکنون طالبان را شناسایی نکرده، ایران نیز امارت اسلامی را به رسمیت نشناخته و در کنار حفظ عدم شناسایی برای حفظ مانفع ملی و مشترک با مردم افغانستان، با دولت موقت افغانستان وارد گفت‌وگو شده است.»

اهمیت سفر متقی به ایران چه بود؟

او با مثبت قلمداد کردن عملکرد ایران در این بخش، به اهمیت این دیدار اشاره کرده و افزود: «باتوجه به اینکه مسائل و منافع و مخاطراتی که ایران در اثر حضور طالبان در افغانستان به سبب طولانی‌ترین مرز با این کشور به نسبت کشورهای همسایه دارد، ضرورت دارد که با جدیت بیشتری نسبت به سایر همسایگان با طالبان وارد گفت‌وگو شود. نکته مهم آن است که درمورد منابع طبیعی همچون مقوله آب و حقابه ایران از هیرمند نیز باید توجه بیشتری صورت گیرد. از همه این موارد مهم‌تر، هراس ایران از حضور نیروهای تروریستی مانند داعش خراسان و دیگر گروه‌ها در مرزهای شرقی بسیار بالاست که سبب شده است مذاکه با طالبان اولویت بالایی داشته باشد. در کنار این مسائل، همکاری‌های مشترک تجاری و اقتصادی نیز از دیگر مسائل مهمی است که کشورها باید نسبت به آن هوشیارانه عمل کنند. در طول سال‌های گذشته ایران به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم حدود ۷میلیارد دلار به افغانستان صادرات داشته است که رقم بالایی است. همچنین افغانستان در زمینه سوخت و سایر انرژی‌ها (برق) به ایران نیاز دارد و همه این موارد، اهمیت این کشور را از نظر اقتصادی برای ایران افزایش می‌دهد. بنابراین دولت ایران ضرورت دارد با هر دولت و حکومتی که در افغانستان مستقر می‌شود تعامل داشته باشد تا حداقل منافع خود را حفظ کند و اگر این مذاکرات در چارچوب عدم شناسایی طالبان باشد، مطلوب ارزیابی می‌شود.»

ملاقات آبی در نیمروز

عمادی درباره موضوع حقابه ایران از رودخانه مرزی هیرمند گفت: «یکی از محورهای دیدارهای اخیر درباره حقابه ایران از رودخانه مرزی هیرمند بود که البته نه فقط در این دوره، بلکه زمانی‌که فرستاده ایران به کابل رفته بود نیز با طالبان در این زمینه گفت‌وگو کرد. پیرو این مذاکرات، طالبان رسما حقابه ایران از هیرمند را پذیرفته و قرار شده دو طرف گفت‌وگوهای خود را در قالب کمیساری آب در نیمروز دنبال کنند. البته بستگی به این دارد که روند مذاکرات در این زمینه چگونه پیش رود و تا چه اندازه مبتنی بر قرارداد ۱۳۵۰ پیش برود و مطالبات دیگر ایران نیز پیگری شود، بحث دیگری است و باید دید که روند مذاکرات و ضمانت اجرایی تعهدات چگونه انجام می‌شود.»

پیام ملاقات وزیر خارجه طالبان با احمد مسعود در ایران

کارشناس ارشد سابق سازمان ملل در افغانستان درباره اهمیت دیدار متقی، سرپرست وزارت امور خارجه طالبان با احمد مسعود و اسماعیل‌خان در ایران تصریح کرد: «با سابقه تاریخی ۴۰-۵۰ ساله‌ای ایران به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی با مجاهدین در افغانستان داشته، زمینه خوبی برای ایران فراهم شده تا ایران بتواند میزبانی مذاکرات بین جبهه مقاومت ملی افغانستان و طالبان را فراهم کند. این اقدامات هم برای حل مسائل افغانستان بدون جنگ و خونریزی و هم برای تعمیق عمق استراتژیک ایران در این کشور بسیار مطلوب است. به عقیده من باتوجه به اینکه رابطه احمدشاه مسعود با ایران در سنوات گذشته بسیار مناسب بود و ارتباط احمد مسعود نیز با ایران مثبت ارزیابی می‌شود، به نظر طالبان این موضوع را دریافته و به این نکته رسیده که می‌تواند با همکاری ایران با جبهه مقاومت وارد گفت‌وگو شود. این رخداد باتوجه به تاریخ درگیری‌ها در افغانستان، نکته مثبتی است. البته باید در نظر داشت که دو طرف در مرحله برآورد دیدگاه‌های یکدیگر عمل می‌کنند و نظرات و حرف‌های یکدیگر را گوش می‌دهند و قطعا سرپرست وزارت امور خارجه طالبان در بازگشت به کابل این موضوعات را طرح می‌کند تا مورد بررسی قرار گیرد و از این سو جبهه مقاومت نیز دیدگاه‌های طالبان را مورد ارزیابی قرار خواهد داد. شاید بتوان عنوان «وزن‌کشی» را روی این مناسبات گذاشت، اما همین‌که به‌جای درگیری و جنگ، مذاکره صورت می‌گیرد، اتفاق خوبی است. اینکه ایران بتواند مشوق این گفت‌وگوها باشد نیز بسیار خوب است، اما اینکه جزئیات این مذکرات چه بوده، تاریخ افغانستان نشان داده که این داده‌ها هیچ‌گاه در زمان وقوع بدست نمی‌آید و در گذر زمان، پشت‌پرده رویدادها و بده‌وبستان‌ها از نقل‌ قول‌ها بدست می‌آید.»

شانس همکاری ایران با چین و ترکیه در معادن افغانستان

او همچنین با اشاره به ظرفیت همکاری ایران افغانستان در حوزه معادن گفت: «در رابطه با معادن، مسلم است که افغانستان از منظر میزان و انباشت مواد معدنی بسیار غنی است و می‌توان کل عناصر مندلیف را به شکل فاحشی در معادن این کشور یافت. ازسویی معادن افغانستان از منظر پتانسیل مورد نیاز ایران نیز بسیار کاربردی است. حتی در حوزه سنگ آهن، ایران و افغانستان مخزن مشترکی دارد که بیش از نیمی از آن در افغانستان قرار دارد و می‌تواند زمینه همکاری دو کشور باشد. اما نکته‌ای که وجود دارد آن است که این معادن همواره در افغانستان وجود داشته است و در ۲۰ سال گذشته که افغانستان در اشغال نیروهای ناتو و آمریکا قرار داشت، تلاش‌های زیادی برای رشد این بخش صورت گرفت، اما معادن نتوانستند جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد افغانستان داشته باشند و آمارها نشان می‌دهد که درآمد افغانستان در معادن متمرکز بر سنگ‌های قیمتی و معادن خاص آن هم در قالب بهره‌برداری خرد بود. در نمونه‌ای دیگر معدن مس عینک که چینی‌ها برنده مناقصه آن بودند نیز مورد بهره‌برداری قرار گرفت که البته به سبب بحران‌های امنیتی منطقه، محل تلاطمات بالایی بود. آنچه مسلم است تا امنیت افغانستان به‌طور کامل برقرار نشود، معادنی که در مناطق غیرشهری بوده و از منظر امنیتی آسیب‌پذیر هستند، امکان بهره‌برداری از آنها وجود ندارد. نکته مهم دیگر آنکه پتانسیل بخش خصوصی ایران چه در حوزه بازرگانی و تجاری و چه در حوزه معادن در مقایسه با کشورهای دیگر مانند ترکیه و چین، اصلا قدرت رقابت ندارد که البته بیش از تکنولوژی به مسئله مدیریتی تطبیق با شرایط و سرعت عمل بازمی‌گردد. از این منظر، سرمایه‌گذاری در معادن افغانستان هرچند فرصتی مغتنم است، اما تجربه ۲۰ سال گذشته در افغانستان و همینطور تجربه ایران در آسیای مرکزی نشان می‌دهد که چون بخش خصوصی در ایران چندان قوی نیست و حمایت جدی از سوی دولت نیز ندارد، نمی‌تواند نقش و سهم جدی در سرمایه‌گذاری در افغانستان داشته باشد، مگر آنکه ایران بتواند در قالب کنسرسیوم‌هایی با چین و ترکیه سرمایه‌گذاری در معادن چین به‌ویژه در مناطق مرزی و مناطقی که هزاره‌ها و تاجیک‌ها حضور دارند را پیش ببرد. حتی در این زمینه بنا به اطلاعاتی که بدست من رسیده، گفت‌وگوهایی بین بخش خصوصی ایران با گروه‌های پنجشیری که روی معادن فلزات و سنگ‌های قیمتی فعالیت می‌کنند، صورت گرفته است. به هر حال این همکاری مشترک بین ایران و دو کشور ترکیه و چین یا به‌صورت جداگانه با هر یک از این کشورها، شانس بیشتری برای تحقق دارد و تأمین امنیت آن نیز به دلیل آنکه به‌صورت مشترک انجام می‌شود، امکان‌پذیرتر است و طالبان باید برای امنیت آن تضمین دهد.»

به گفته او، این مورد شامل حال سایر فعالیت‌های اقتصادی نیز می‌شود. تجربه نشان داده است که ایران در حوزه چابکی بخش خصوصی، حمایت‌های دولتی برای سرمایه‌گذاری خارجی چه ازسوی متولی تخصصی و چه ازسوی دستگاه دیپلماسی موفق نبوده است. بنابراین فعالیت‌های بخش خصوصی در این بخش به حدی نیست که بتواند قدرت رقابت را با دیگر کشورها داشته باشد و به همین دلیل این اقدامات عموما برای اخذ امکانات و منابع و دریافت رانت دولتی مانند ارز دولتی و سایر امتیازها صورت می‌گیرد.

همکاری تجاری و صادرات انرژی به افغانستان

او به ظرفیت همکاری مشترک دیگری نیز با افغانستان اشاره کرده و گفت: «یکی از محورهایی که ایران می‌تواند وارد همکاری با افغانستان شود در حوزه انرژی شامل نفت و فرآورده‌های آن و البته برق است. البته در زمینه برق، ایران رقیب‌هایی مانند ازبکستان و ترکمستان و قزاقستان دارد، اما اگر در این زمینه با برنامه‌ریزی اقدام شود، ایران می‌تواند بهترین گزینه برای تأمین انرژی برای افغانستان باشد. یکی از راهکارها آن است که شرکت‌های ایرانی که در این زمینه فعالیت کرده‌اند وارد همکاری با افغانستان شوند. یکی دیگر از اقدامات، صدور دانش فنی به افغانستان در حوزه مصالح و ساخت‌وساز و زیرساخت‌های آبی و ... به مناطقی مانند هرات، استان‌های مرزی، مزار شریف و پنجشیر است که امنیت تا یک حدی برای ایران برقرار است. در حال حاضر در حوزه ساخت بند‌های آبی و آبرسانی در افغانستان چندین شرکت ایرانی فعالیت دارند که در این زمینه بسیار موفق بوده‌اند. اگر در این زمینه دستگاه دیپلماسی ایران شرایط را برای بخش خصوصی فراهم کند، می‌تواند یکی از زمینه‌هایی باشد که ایران می‌تواند هم به ملت افغانستان خدمت کند و هم فعالیت‌های اقتصادی خود را دنبال کند. همچنین استمرار صادرات مواد غذایی و ساختمانی ایران به افغانستان است که در ۲۰ سال گذشته، بازار خوبی برای آن فراهم شده است، اما متاسفانه تنش‌های اخیر سیاسی با روی کار آمدن طالبان در افغانستان سبب شده تا ارتباطات تجار دچار خلل شود. بنابراین اهمیت دارد که دستگاه دیپلماسی در این زمینه نیز رایزنی‌های لازم را برای ایجاد امنیت برای تجار فراهم کند که حداقل بتوان میزان صادرات ایران را به دوره قبل از روی کار آمدن طالبان بازگرداند.»

سه فرصت ایران و افغانستان برای همکاری مشترک اقتصادی

او به‌طور خلاصه به سه بخش مهم برای همکاری دو کشور اشاره کرده و افزود: «صادرات انرژی چه در حوزه سوخت‌های فسیلی و برق، صدور دانش فنی به استان‌های هم‌مرز در حوزه‌های زیرساختی همچون راهسازی، سدسازی و ... و سوم، توسعه صادرات مواد غذایی و ساختمانی به افغانستان از محورهای اصلی همکاری این دو کشور محسوب می‌شوند.»

اکنون افغانستان با مشکل کمبود ارز روبروست، اما با همکاری مشترک منطقه‌ای مانند همکاری ایران با کشورهای آسیای مرکزی یا ترکیه می‌تواند مبادلات چندجانبه را در پیش گرفت و این مشکل را دور زد.

ظرفیت سواپ آب با خدمات آبی به افغانستان

کارشناس ارشد سابق سازمان ملل در افغانستان به مورد جدیدی اشاره می‌کند که به گفته او از تجربیات پژوهشی‌اش بدست آمده: «در حال حاضر برخی از منابع مشترک آبی افغانستان اکنون مورد بهره‌برداری قرار نگرفته و کشورهای همسایه از آن بهره‌مند می‌‌شوند. یکی از آنها، منابع مشترک آبی در مرکز افغانستان است که در پنجشیر قرار داشته و به دلیل عدم استفاده ازسوی افغانستان وارد پاکستان می‌شود. همچنین منابع مشترک آبی آمودریا که کشورهای آسیای مرکزی در شمال افغانستان از آن استفاده کرده و افغانستان نمی‌تواند از آن بهره‌مند شوند. در حال حاضر به دلیل جنگ و ناامنی و در نبود تکنولوژی، حوزه آمودریا تنها سیل و خرابی برای افغانستان بر جای گذاشته است. ایران می‌تواند در قالب قرارداد جامعی، ضمن آنکه حقابه هیرمند را از افغانستان مطالبه و امتیازاتی فراتر را مطابق خواسته‌های ایران درخواست می‌کند، در مقابل، خدماتی را در مناطق شمالی افغانستان در مناطق مرزی این کشور با کشورهای آسیای مرکزی ارائه دهد تا افغانستان بتواند سهم بیشتری از این منابع مشترک آبی ببرد. با پمپاژ آب آمودریا به مناطقی در شمال افغانستان از مزارشریف گرفته تا هرات، می‌توان فعالیت‌هایی را در قالب شرکت‌های کشت‌وصنعت، تولید و زراعت شکل داد که در این بخش‌ها ایران می‌تواند چه در حوزه زیرساختی مانند سدسازی و چه در حوزه تأسیس شرکت‌های تخصصصی در حوزه کشاورزی فعالیت کند. پس از طراحی چنین طرح و پروژه مشترک سواپ آب با خدمات آبی در افغانستان، دستگاه دیپلماسی می‌تواند وارد رایزنی با طالبان و گروه‌های محلی در افغانستان شود و با انعقاد تفاهم‌نامه‌هایی، هم منافع ایران و هم منافع مردم افغانستان را تأمین کند.»

اخبار مرتبط
پیشنهاد سردبیر