دومین اظهارنظر عجیب یک مقام ایران درباره طالبان

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • پسندیدن
اظهارنظر عجیب کاظمی‌قمی در مغایرت کامل با سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران برمبنای تشکیل یک حکومت همه‌شمول در افغانستان است.

بورسان : نماینده رئیس‌جمهور در امور افغانستان روز دوشنبه هنگام ورود به فرودگاه کابل درباره سفرش به افغانستان گفت: «امروز افغانستان به دست مردم این کشور افتاده است.»

همین اظهارنظر عجیب از سوی حسن کاظمی‌قمی که در مغایرت کامل با سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران برمبنای تشکیل یک حکومت همه‌شمول در افغانستان دارد، واکنش‌های تندی را به دنبال داشت.

علاوه بر اینکه ایران هنوز طالبان را به رسمیت نشناخته و این اظهارنظر به دلیل بار ارزشی، فراتر از پذیرش طالبان به‌عنوان حکومت افغانستان است و یک خطای دیپلماتیک محسوب می‌شود.

این دومین اظهارنظر عجیب و بدون هماهنگی با سیاست‌های کشور در مورد طالبان است که از زبان یک مسئول وزارت امورخارجه بیان شده است.

پیشتر رسول موسوی، دستیار وزیر امور خارجه و مدیرکل آسیای غربی، گروه طالبان را «نیروهای امارت اسلامی» خوانده بود و در حساب توییتر خود نوشته بود: «اداره هرات در اختیار نیروهای امارت اسلامی درآمده است. سرکنسول، دیپلمات‌ها و کارکنان سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران داخل ساختمان هستند.»

چرا اظهارنظر کاظمی‌قمی خطاست؟

کوروش احمدی، دیپلمات و کارشناس ارشد سیاست خارجی در نقد این موضوع در کانال تلگرامی خود نوشته: «ایران طالبان را به رسمیت نشناخته و پیش‌شرط‌هایی را برای این منظور اعلام کرده است. اما نماینده ویژه رئیس‌جمهور ما در سفری به کابل امتیازی فراتر از شناسایی رسمی به طالبان اعطا کرده است. شناسایی رسمی در ارتباط با ماهیت دولتی که به رسمیت شناخته می‌شود، خنثی است. کاری به اینکه دولت مدنظر خودکامه است یا دمکرات، منتخب مردم است یا مثلا حاصل کودتا است، مردمی است یا غیرمردمی و مانند اینها ندارد؛ تنها می‌پذیرد که دولت مذکور "کنترل موثر بر قلمرو" دارد و می‌تواند به نام کشور و مردم در عرصه بین‌المللی سخن بگوید و وارث تعهدات و حقوق دولت قبلی است. اما اینکه بگوییم، "امروز افغانستان به دست مردم این کشور افتاده" علاوه بر شناسایی حاوی قضاوتی ارزشی در مورد طالبان نیز هست.»

احمدی در ادامه یادآور می‌شود: «مشکل دیگر این است که مبنای چنین قضاوتی در مورد طالبان و آن را مساوی با مردم افغانستان قلمداد کردن، چیست؟ در حالی‌که هیچ نشانه‌ای حاکی از اینکه طالبان را بتوان مساوی با مردم افغانستان دانست، وجود ندارد. نه انقلابی با حضور گسترده مردم را شاهد بوده‌ایم، نه انتخاباتی انجام شده یا قرار است انجام شود، نه استقبالی مردم از رهبران طالبان را دیده‌ایم و نه حتی به سبک و سیاق رایج در خاورمیانه طالبان موفق به برپایی تظاهراتی حداقلی در طرفداری از خود بوده است. طی 70 سال گذشته دیده‌ایم که رژیم‌های کودتایی در خاورمیانه به هر حال می‌توانستند به هر بهانه‌ای چند ده هزار یا چند صد هزار نفر را به خیابان بیاورند. مانورهای تبلیغاتی امثال ناصر، قذافی، صدام، اسد و .... به‌عنوان نمونه قابل ذکرند. اما طالبان طی سه ماه گذشته باوجود تلاشی که کرده، هیچ توفیقی در این حوزه حتی در مراکز قدرت خود مثل قندهار و جلال آباد و ... هم نداشته است. تنها یک بار حدود صد زن برقع پوش را توانست در حمایت از خود در کابل به خیابان بیاورد. با چنین اوصافی، چگونه می‌توان طالبان را عین مردم افغانستان به‌شمار آورد، معلوم نیست.»

طالبان:‌ دولت ما فراگیر است

نکته درخور توجه دیگر در این میان، اظهارنظر اخیر مقام طالبانی در دیدار با کاظمی‌قمی، نماینده رئیسی در این دیدار است که به نظر مخالفت عیان با در مورد موضع ایران برا دولتی همه‌گیر در افغانستان به شمار می‌آید.

امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان گفته: «هر کشور تعریف خودش را از دولت فراگیر دارد. ما همچنان برای فراگیرتر کردن دولت مان کار می‌کنیم، اما دولت فعلی طالبان همه اقوام و قبایل را در خود دارد.»

متقی افزود: «در دولت جدید در افغانستان همه کارمندان پایین رتبه و بلندرتبه دولت پیشین که تعدادشان حدودا به ۵۰۰ هزار نفر می‌رسد، حضور دارند.»

او ادامه داد: «اگر جهان قبول کرده بود که دولت پیشین فراگیر است پس چرا دولت ما را فراگیر نمی‌داند؟ اگر منظورشان از فراگیر بودن حضور قبایل است، دولت ما همه اقوام و قبایل را دارد. اگر منظورشان حضور نمایندگان ولایت‌هاست، ما وزیرانی از پنجشیر، بدخشان، فاریاب، قندهار، ننگرهار و کابل داریم.»

سرپرست وزارت خارجه طالبان همچنین افزود که «به رسمیت شناخته شدن ما در جامعه بین‌الملل بزرگترین چالش ما نیست. بزرگترین چالش ما آزاد کردن افغانستان بود که انجام دادیم و حکومتی قوی در افغانستان راه انداختیم. ما با جهان در تعامل هستیم و نشست‌ها و مذاکراتی با آنها داریم و پیشرفت‌هایی هم داشتیم. جهان هنوزبا ما از طریق کانال‌های رسمی در ارتباط است. مشکلی در آن نمی‌بینیم.»

متقی پیشتر نیز در یک سخنرانی در انستیتوی مطالعات استراتژیک در اسلام آباد تاکید کرده بود که: «جامعه بین‌المللی از ما می‌خواهد که یک دولت فراگیر بسازیم - کابینه فعلی ما این الزام را برآورده کرده - ما نمایندگانی از همه قومیت‌ها داریم.»

در همین رابطه روزنامه جمهوری اسلامی هم منتقدانه به کاظمی‌قمی خرده گرفت و نوشت: «چگونه می‌توان طالبان را مردم یا نماینده مردم افغانستان دانست؟ سران این گروه حتی رئیس‌جمهور ایران را که سخن از ضرورت تشکیل یک حکومت همه‌شمول در افغانستان گفته بود، مورد اهانت قرار دادند.»

این روزنامه در بخش دیگری از گزارش خود در این باره نوشته: «تکیه آقای کاظمی قمی بر این نکته که افغانستان به دست مردم این کشور افتاده، مفهوم ویژه‌ای دارد که اگر حساب‌شده گفته شده باشد، به معنای این است که گروه طالبان از نظر گوینده این جمله «مردم افغانستان» و یا لااقل «نمایندگان مردم افغانستان» هستند. اگر چنین معنایی موردنظر نماینده رئیس‌جمهور در امور افغانستان نبوده، باید برای رفع اشتباه، جمله خود را تصحیح کند. روشن است که گروه تروریستی طالبان را نمی‌توان مردم افغانستان و یا نماینده مردم افغانستان دانست.»

۷ دلیل برای مردمی نبودن طالبان

در اینجا به هفت نکته‌ای اشاره می‌کنیم که روزنامه جمهوری اسلامی در بیان علت مردمی نبودن طالبان عنوان کرده و همچنین تأکید این روزنامه بر اینکه «نماینده رئیس‌جمهور از این پس با توجه به بار معنایی کلمات و جملات سخن بگوید و در بیان مواضع واقعی جمهوری اسلامی ایران دقت لازم را داشته باشد.»

«۱. طالبان بخشی از یکی از اقوام افغانستان هستند و حتی همان قوم پشتون هم این گروه را نماینده خود نمی‌داند. بسیاری از پشتون‌ها طالبان را لکه ننگی بر دامن قوم پشتون می‌دانند و حاضر به پذیرفتن حاکمیت آنها نیستند.

۲. دولت خودخوانده طالبان یک دولت انحصاری است و از ۲۷ عضو اصلی آن، فقط دو نفر غیرپشتون هستند. این دو نفر نیز اولاً مسئولیت مهمی ندارند و ثانیاً از افراد وابسته به گروه طالبان هستند. به عبارت روشن‌تر، هیچیک از اعضاء این دولت جعلی، از خارج گروه طالبان نیستند.

۳. گروه تروریستی طالبان با انتخابات و آراء مردم یا یک انقلاب مردمی به قدرت نرسیده، بلکه یک دولت کودتایی است. بنابراین، هیچ ربطی به مردم افغانستان ندارد.

۴. میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان به مجرد به قدرت رسیدن طالبان از کشورشان خارج شدند تا زیر بار یک حکومت متحجر، تروریستی و ضدمردمی نروند. به مرزهای شرقی کشور خودمان نگاه کنید و سیل مهاجرین افغانی را ببینید که چگونه از طالبان ابراز نفرت و انزجار می‌کنند. همین سیل مهاجرت در مرزهای شمالی، غربی و جنوبی افغانستان نیز در جریان است و مردم افغانستان به هر وسیله ممکن در حال ترک کشورشان هستند تا زیر فشار حکومت عقب‌افتاده‌ای همچون طالبان نباشند.

۵. با گذشت نزدیک چهار ماه از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان هنوز هیچ کشوری و هیچ سازمان بین‌المللی آن را به رسمیت نشناخته است. این امتناع به دلیل اطلاعی است که دولت و مجامع بین‌المللی از نامشروع بودن و تروریست بودن طالبان دارند.

۶. سلطه گروه تروریستی طالبان بر افغانستان، نتیجه تبانی این گروه با دولت آمریکا براساس توافق‌نامه دوحه است. برخلاف تبلیغات عده‌ای که تلاش می‌کنند وانمود کنند آمریکا در افغانستان شکست خورده و از این کشور خارج شده، خروج آمریکا براساس یک نقشه با هدف مسلط کردن گروه‌های تروریستی بر این کشور و ناامن ساختن منطقه بوده است. طالبان اکنون حاکمان نیابتی از طرف آمریکا هستند که توطئه‌های آمریکا را اجرا می‌کنند.

۷. در حدود چهار ماه که از سلطه طالبان بر افغانستان می‌گذرد، این گروه به هیچ‌یک از وعده‌های خود عمل نکرده و حتی برخلاف این وعده‌ها تا توانسته آزادی‌ها را محدود و سرکوب کرده، قانون اساسی را ملغی کرده، مذهب حنفی را حاکم کرده، فقه جعفری را حذف کرده، شیعیان را کوچانده و آواره کرده، تاجیک‌ها را در پنجشیر قتل‌عام کرده، زیر بار انتخابات نرفته، دیکتاتوری مذهبی با امیرالمؤمنین نامیدن هبت‌الله آخوندزاده را رسمی و عملی ساخته، فقر و گرسنگی را بر مردم مسلط کرده، ناامنی را گسترش داده و زن‌ها و دختران را از حقوقشان محروم کرده است.

تنها تفسیری که می‌توان از این سخن داشت این‌ست که او به تشخیص خود، طالبان را به رسمیت شناخته تا تطهیرکنندگان این گروه تروریستی که بشدت نگران بلاتکلیفی طالبان هستند را از نگرانی نجات دهد!»

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر