تیمور رحمانی پاسخ داد؛ کف دلار و شاخص بورس کجاست؟

تیمور رحمانی پاسخ داد؛ کف دلار و شاخص بورس کجاست؟
  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 3 پسندیدن

بورسان: تیمور رحمانی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران برآوردهایی از قیمت دلار و تاثیر آن بر قیمت کالاها و دارایی‌ها را اعلام کرده است. به گفته رحمانی، قیمت دلار نمی‌تواند از سطوح کنونی ریزش بیشتری را تجربه کند و ارزش دارایی‌ها نیز در این میان با افت دلار کاهش خواهند یافت. اما به دو دلیل نمی‌توان انتظار کاهش قیمت کالاها را داشت.

این استاد اقتصاد بر این باور است که شاخص بورس نیز در محدوده 1.200 میلیون واحد متعادل شده و در عین حال چرایی عدم افت قیمت‌ها در بازار نیمایی و همچنین افت بیشتر قیمت دلار در بازار آزاد را تشریح کرد.

رحمانی می‌گوید:

کف 20 هزار تومانی دلار

رسیدن قیمت دلار به ۳۳ و ۳۵ هزار تومان واقعی و بنیادی نبود. بنابراین از نرخ‌های کنونی تعجبی نداریم. چون دانشجویان اقتصاد روی نرخ های بنیادی با رانت منابع طبیعی و بدون آن، مطالعات و برآورد دارند. حداقل قیمت واقعی در شرایط کنونی ۲۰ تا ۲۲ هزار تومان پیش‌بینی می‌شود. این نرخ‌ها ربطی به اینکه بانک مرکزی چه می خواهد، ندارد. بلکه مطالعات است. عواملی مانند انتظارات، بهبود دسترسی به منابع و شرایط سیاسی در ریزش قیمت دلار موثر بودند.

در سال ۹۹ به دلیل شدید بودن انتظارات تورمی، بسیاری فکر می‌کردند تحت فشار تحریم ها کشور دچار بن بست می شود و به ناچار به چاپ پول برای گذراندن امورات روزمره روی خواهند آورد. بعضی حتی فکر می‌کردند پایه پولی و نقدینگی به سمت ۱۰۰ درصد برود. کسی تصور رشدهای معمولی و اندکی بالاتر از آن را نداشت و فکر می‌کردند از کنترل خارج می شود. متناسب با این نگاه و انتظارات شدید تورمی، قیمت دارایی ها از حد نرمال و طبیعی و بنیادی اقتصاد بالاتر رفت. خودرو نیز جنس دارایی به خود گرفت و قیمت آن وحشتناک بالا رفت.

بعد معلوم شد که این خبرها نیست و انتظارات تورمی زیاد از حد بدبینانه بوده است. قاعدتا باید قیمت‌ها بر می‌گشت و تعدیل می شد. همین اتفاق هم افتاد. اگر دقت کنید قیمت همه دارایی‌ها با چاشنی انتخابات ‌امریکا همراه شده و باعث کاهش قیمت‌ها شد. اما هنوز قیمت کالاها خود را با ارز تعدیل نکرده است.

واقعیت این است که نباید انتظار داشت سطح قیمت کالا و خدمات مانند دارایی‌ها کاهشی شود، چون افزایش قیمت کالاها قابل توجه و منطبق با رشد ارز نبوده است. مساله دوم در این باره مساله چسبندگی قیمت‌ها است. شاید برخی کالاهایی که مستقیم با ارز ارتباط دارند مقداری از قیمت آنها کاسته شود.

چرا دلار نیما افت نکرد؟

شرایط بازارها با هم متفاوت است. در بازار اسکناس، عده‌ای می‌خواهند قدرت خرید خود را حفظ کنند و شرایط آن با سامانه نیما متفاوت است. نیما شکل بازار ندارد و بیشتر سامانه است که صادرکننده و واردکننده با هم سر و کار دارند.

صادرکنندگان اصلی قدرت انحصاری دارند در مقابل کاهش نرخ دلار مقاومت می کنند. چون در نیما بازار رقابتی نیست این امکان وجود دارد که قیمت دلار پایین نیاید. البته عدم اطمینان نیز از شرایط کنونی وجود دارد و زود است بگوییم قیمت آن کاهشی شود. از طرفی خریدار ارز برای واردات کالا نمی‌تواند از بازار اسکناس نیاز خود را تامین کند به خاطر مشکلات نقل و انتقال و هزینه های جانبی که به آن مرتبط است.

بنابراین وارد کننده نیاز خود را از طریق سامانه نیما تأمین می کند. در مقیاس تامین ارز کلان مثل دو میلیون دلار اگر واردکننده بخواهد از بازار اسکناس جمع کند جابجا کردن آن دشوار است در حقیقت این بازارها تفکیک شده‌اند و خریداران و فروشندگان آن نمی توانند این دو را جایگزین هم کنند. صادرکنندگانی که قدرت انحصاری دارند احتمال این را می دهند که با آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا ممکن است خبری نباشد و بعد از افتتاح اولیه ارز ناشی از انتظارات مجدداً قیمت‌ها باز گردد.

موانع افت چشم‌گیر دلار

متاسفانه منافع بازار سهام هم با قیمت بالای ارز نهفته است. شرکت‌های عمده صادراتی وقتی قیمت ارز بالا باشد سودآوری زیادی خواهند داشت و مانع از افت سهام می‌شوند. ممکن است شرکت‌های بزرگ بگویند بازار ارز را وادار می کنیم که ریزش قیمت ادامه پیدا نکند.

دولت هم مایل است که نرخ دلار پایین بیاید. نه اینکه به سمت ۱۰ یا ۱۱ هزار تومان برسد،‌ بلکه زیر ۲۰۰۰۰ تومان باشد. از طرفی صادرکنندگان مایل نیستند نرخ ارز پایین بیاید و به شدت با آن مشکل دارند. قدرتشان هم کم نیست و مشاهده کردید نرخ دلار بعد از روند نزولی، اندکی افزایش یافت. منافعشان در این است که نرخ دلار پایین نیاید و اجازه قدرت مانور در این زمینه را ندهند. مگر این که درآمدهای نفتی بیاید و آثار آن را ببینیم که البته زمان بر است.

با افت دلار برخی کالاهای صادراتی صرفه اقتصادی نخواهد داشت. اما صادرکنندگان اصلی مانند پتروشیمی‌ها، فولادی‌ها و معدنی ها و نظایر آن هستند که سهم عمده دارند. علی‌رغم ناکارایی که وجود دارد، تفاوت هزینه تولید و صادرات شان خیلی زیاد بوده و بعید است با کاهش اندک نرخ ارز تغییری در صادرات آنها ایجاد شود. اگر قیمت روی ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان باشد معلوم است صادرات برای آنها نیز به صرفه نیست. به همین خاطر انتظار نداریم که نرخ دلار تنزل قابل توجه داشته باشد.

بانک مرکزی زیربار ارز پاشی نمی‌رود

خیلی سخت است که دلار روی ۱۷ هزارتومان بیاید. ولی اینکه روی ۱۲ هزار تومان باشد نه به مصلحت اقتصاد ایران است و نه به راحتی امکان پذیر می‌شود. بانک مرکزی به راحتی تن به این مسئله نمی دهد که با تزریق ارز، بازار قیمت بازار را کاهش دهد. علاقه‌ای به این کار ندارد. در سخت ترین شرایط مقاومت کرده و سعی شده در حاشیه بازار مداخله کند تا ذخایر ارزی را از دست ندهد.

بعید است بانک مرکزی زیر بار برود که نرخ را به زور پایین بیاورد. نرخ جایی برای ریزش قابل توجه ندارد.

بالا رفتن قیمت خیلی از کالاها به خاطر نرخ ارز نیست، مسئله اصلی این است که اساساً امکان واردات ندارند. مثلا بهترین لپ تاپ با نرخ ارز آزاد در بازارهای دیگر ۴۰ میلیون تومان است اما در بازار ما ۱۰۰ میلیون تومان فروخته می شود. چون امکان واردات آن فراهم نیست. به محض اینکه واردات شود دو اثر قیمتی و تقاضا می‌تواند در مجموع در برخی کالاها و اقلام باعث کاهش قیمت شود. اما در سایر کالاها تاثیر محسوسی نخواهد داشت.

ماندگاری شاخص بورس در محدوده 1.200 میلیون واحد

رابطه بلندمدتی برای بورس، مسکن و ارز پیش‌بینی کردیم. تا پایان شهریور ماه امسال قیمت‌سهام خیلی پرش کرده بود. تازه در شهریور ماه نشان می‌داد که این جهش زیاد بوده وای به حال اینکه بخواهید با قیمت‌های مرداد ماه که در اوج بود، مقایسه کنید. در حال حاضر به نظر می‌رسد با وضعیت فعلی شاخص بازار و قیمت سهام با افتی که کرده خیلی جایی برای کاهش قابل توجه نداشته باشد و در همین حدود بازی کند. دستکاری هایی که در بازار سهام می شود مانع از این بوده که به نتیجه درست برسیم.

نسبت به همین موقع نقدینگی را که بررسی می‌کنیم ۳۸ درصد رشد کرده است. این کار پوششی برای قیمت‌های بالا است. رشد قیمت سهام و مسکن از رشد نقدینگی نیز جلو زده بودند. در حال حاضر با افتی که رخ داده و همچنین رشد نقدینگی که داریم همگرایی میان این دو شاخص در حال ایجاد شدن است.

هیچ اتفاقی نمی‌افتد. سیالیت سپرده‌ها کم می‌شود. آدم‌ها به جای خرید و فروش در بازارهای گوناگون، سپرده در بانک ماندگار می‌کنند. احتمالاً سهم سپرده‌های غیردیداری افزایش پیدا می‌کند. ماه قبل رشد حجم پول کم شده بود که نشان می‌دهد از سیالیت نقدینگی کاسته شده است.

منبع: فارس

اخبار مرتبط
پیشنهاد سردبیر