بورسان - Bourseon

چشم‌انداز گفت‌وگوهای دولت رئیسی با بن‌سلمان

چرا مذاکره ایران و عربستان مهم است؟

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • پسندیدن
آنچه به نظر می‌رسد عربستان را به سمت گفت‌وگو با ایران ترغیب کرده و باعث شده مقامات این کشور ازجمله محمدبن سلمان ولیعهد سعودي، لحن سازنده‌تري را در قبال ایران اتخاذ کنند، نشأت گرفته از دو عامل است: نخست جنگ یمن و تحولات ناشی از آن و دوم پایان ریاست‌جمهوري ترامپ در آمریکا و برداشت عربستان نسبت به رویکرد منطقه‌اي دولت بایدن.

بورسان : یکی از مهم‌ترین تحولات پس از استقرار بایدن در آمریکا، برگزاری چند دور مذاکره میان ایران و عربستان در بغداد است که به نظر می‌رسد پیشرفت قابل توجهی نیز داشته است؛ تاحدی که احتمال بازگشایی سفارتخانه دو کشور در کوتاه‌مدت، محتمل به نظر می‌رسد. درباره دلایل و پیامدهای این مذاکرات و نیز اهداف طرفین، تحلیل و ارزیابی‌های متفاوتی وجود دارد.

هرچند که اخیرا فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان در نشست خبری مشترک با جوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته بود که گفت‌وگوها با تهران در مرحله ارزیابی است، اما گفته می‌شود دور سوم گفت‌وگوهای ایران و عربستان به‌وزدی در عراق آغاز خواهد شد.

چرا عربستان به مذاکره با ایران ترغیب شد؟

به گزارش اتاق ایران، آنچه به نظر می‌رسد عربستان را به سمت گفت‌وگو با ایران ترغیب کرده و باعث شده مقامات این کشور ازجمله محمدبن سلمان ولیعهد سعودی، لحن سازنده‌تری را در قبال ایران اتخاذ کنند، نشأت گرفته از دو عامل است: نخست جنگ یمن و تحولات ناشی از آن و دوم پایان ریاست‌جمهوری ترامپ در آمریکا و برداشت عربستان نسبت به رویکرد منطقه‌ای دولت بایدن.

درباره عامل نخست، عربستان تقریباً تا پیش از حمله انصارالله یمن به آرامکو، قائل به مذاکره با ایران نبود و مقامات این کشور بارها بر این نکته تأکید کرده بودند که مسئله یمن ارتباطی با ایران ندارد و تنها گام مؤثر تهران باید پایان حمایت از حوثی‌ها باشد. اما حمله به تأسیسات نفتی آرامکو و افت بیش از پنج میلیون بشکه‌ای تولید نفت عربستان در کوتاه‌مدت و سپس پاسخ منفی آمریکا، متحدان اروپایی و شورای امنیت سازمان ملل متحد به تلاش ریاض برای اتخاذ پاسخ سخت درقبال حمله به خاک این کشور، باعث افزایش نگرانی عربستان درباره تداوم جنگ شد.

درباره عامل دوم اینکه با پایان ریاست‌جمهوری ترامپ و استقرار بایدن، دو رویداد باعث شد عربستان بیش از گذشته به‌دنبال برخی تغییرات در سیاست‌های منطقه‌ای خود باشد. نخست انتشار گزارش قتل جمال خاشقچی بود که در دولت ترامپ در اختیار رسانه‌ها قرار نگرفته بود و انتشار آن در دوره بایدن، پیام آشکاری برای ولیعهد جوان عربستان محسوب می‌شد. رویداد دوم نیز فعال شدن دیپلماسی آمریکا برای پایان دادن به جنگ یمن ازطریق طرف عمانی بود که انگاره تمایل واشنگتن برای اتمام هرچه سریع‌تر جنگ را بیش از گذشته در ذهن مسئولان عربستانی تقویت کرد. طبیعی است پایانی که آمریکا برای جنگ یمن درنظر گرفته چندان با خواسته‌های سعودی همخوانی ندارد.

ریاض در شرایط جدید تلاش کرد تا علاوه بر بهبود روابط با بازیگران منطقه‌ای ازجمله قطر و ترکیه، از ظرفیت ایران برای پایان دادن به جنگ یمن نیز استفاده کند. زیرا از یکسو توافق با انصارالله ازکانال ایران ضمانت بیشتری خواهد داشت تا ازطریق عمان و ازسوی دیگر می‌تواند ضمن گفت‌وگوها با ایران، یک محور مشترک برای مخالفت با تلاش امارات درجهت تجزیه یمن نیز تشکیل دهد. چه اینکه مدت‌هاست توافق ریاض میان متحدان عربستان و امارات در یمن شکست خورده و زمزمه‌هایی از تمایل عربستان برای کنار زدن منصورهادی از قدرت در یمن نیز وجود دارد.

ایران چرا گفت‌وگو با عربستان را اکنون، پذیرفت؟

در سمت ایران نیز اهداف و خواسته‌هایی برای آغاز گفت‌وگوها با عربستان قابل اشاره است. بخشی از این زمینه‌ها را می‌توان در چارچوب تمایل تهران برای برقراری روابط اقتصادی و سیاسی با همسایگان جنوبی و استفاده از برخی منافع حاشیه‌ای آن ازجمله آغاز دوباره حج تمتع و عمره مفرده و نیز گردشگری طبیعت و سلامت ارزیابی کرد. با وجود این به نظر می‌رسد اگرچه تهران همواره آماده گفت‌وگو با ریاض بود، این‌بار به دلایلی این آمادگی بیشتر است.

پس از تحولات سوریه و بقای بشار اسد، قدرت‌گیری انصارالله در یمن، ناکامی نسبی آمریکا در مقابله با نیروهای محور مقاومت در عراق و همچنین ناتوانی دولت الحریری برای خلع سلاح حزب‌الله و کاهش نفوذ آن در لبنان، ایران خود را در هر چهار پرونده در موضع برتر نسبت به عربستان می‌داند و متقابلاً معتقد است ریاض در موضع ضعف قرار دارد. به همین دلیل، تهران در ماه‌های اخیر برای مذاکره و حل مسائل سیگنال‌های مثبتی ارسال کرده است.

دولت جدید در ایران که به نظر می‌رسد توجه به آسیا و به‌ویژه منطقه‌گرایی و روابط با همسایگان را در اولویت خود قرار خواهد داد، معتقد است روابط با کشورهای منطقه می‌تواند مستقل از روابط با آمریکا شکل بگیرد و پیش رود. این تلقی تقریباً با کاهش نقش وزارت خارجه دولت دوازدهم و افزایش نقش دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران در ماه‌های اخیر اجرایی شد و با تشکیل دولت سیزدهم احتمالا با قدرت بیشتری پیش خواهد رفت. علاوه بر این، دولت جدید ایران همانطور که رئیس‌جمهور اعلام کرد می‌خواهد براساس «واقعیت‌های روی زمین» گفت‌وگو کند و این به معنای تمایل تهران برای تبدیل دستاوردهای میدانی به منافع ملموس سیاسی- اقتصادی است.

به نظر می‌رسد ایران خواهان یک توافق محدود نیست و می‌خواهد علاوه بر جنگ یمن، مسائل مهمی ازجمله حمایت عربستان از گروه‌های تجزیه‌طلب و شبکه‌های ضدایرانی پایان یابد و ریاض از تشکیل دولت در لبنان و پایان بحران در این کشور حمایت کند و البته مسئله یمن نیز حل و فصل گردد. براساس برخی اظهارات، چارچوب پیشنهادی ایران درباره پرونده یمن در مذاکرات با عربستان، سه ضلع دارد: رفع محاصره زمینی و دریایی یمن، برقراری کامل آتش‌بس و آغاز گفت‌وگو میان گروه‌های یمنی.

در مقابل، عربستان احتمالا تمایل لازم برای گفت‌وگو در سایر پرونده‌ها را نداشته باشد و صرفا به دنبال تضمین‌های امنیتی در پرونده یمن و محدود کردن حملات انصارالله است. عربستان همچنین درباره سرنوشت برجام نیز چندان پیش‌بینی دقیقی ندارد و این بر دشواری‌های مذاکره می‌افزاید. علاوه بر اینها طرفین می‌توانند درباره امنیت سایبری و خودداری از هرگونه حملات سایبری با یکدیگر توافق کنند. ایران و عربستان در سال‌های اخیر هردو در معرض چنین حملاتی قرار گرفته‌اند. آمارها نشان می‌دهند بین سال‌های 2006 تا 2020 ایران و عربستان هردو در معرض 15 مورد حمله سایبری قابل توجه قرار گرفته‌اند و از این حیث در جایگاه نهم و دهم دنیا قرار دارند.

تمایل عربستان به مذاکره با دولت رئیسی

عربستان و سایر دولت‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس، احتمالا دولت سیزدهم در ایران را بیش از دولت‌های یازدهم و دوازدهم نماینده نظام جمهوری اسلامی می‌دانند. از دیدگاه آنها دولت جدید در ایران، ارتباط مؤثرتری با جریان‌های قدرت و همچنین بخش نظامی ایران دارد و این می‌تواند اعتبار بیشتری به وعده‌های ایران و البته نتیجه توافقات بدهد.

آنچه تاکنون از جزئیات مذاکرات ایران و عربستان منتشرشده نشان می‌دهد درصورتی که رویداد پیش‌بینی‌نشده‌ای به وقوع نپیوندد و شرایط به همین روال پیش برود، احتمالا در حالت حداقلی یک کانال ارتباطی مانند دفاتر نمایندگی در خاک دو کشور میان طرفین آغاز به کار خواهد کرد و درحالت حداکثری حتی احتمال بازگشایی سفارتخانه‌های دو کشور در آینده ‌نه‌چندان دور وجود دارد. با این حال اما به نظر می‌رسد طرفین تا حل و فصل مسائل یا نوعی رابطه همکاری‌آمیز، مسیر ناهمواری در پیش دارند. دور چهار گفت‌وگوهای تهران- ریاض که قرار است به زودی در بغداد آغاز شود، با توجه به استقرار تیم سیاست خارجی جدید در ایران، می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

علاوه بر اینکه مذاکرات فعلی میان ایران و عربستان دلایل نه‌چندان پایداری دارد، بازگشت روابط به نقطه صفر، چندان دور از ذهن نیست، زیرا مسائلی که ریاض نسبت به آنها برداشت تهدید دارد و معتقد است باید ایران درباره آنها مذاکره کند، تهران بخشی از استقلال ملی، نفوذ و قدرت منطقه‌ای خود می‌داند. ازجمله ریاض معتقد است ایران با نیروهای نیابتی خود در عراق و یمن و تمایل به نفوذ در بحرین به دنبال محاصره عربستان است. عربستان همچنین توان موشکی و برنامه هسته‌ای ایران را نیز عاملی تهدیدآمیز برای دنیای عرب تلقی می‌کند. این موارد طبیعتاً خط قرمز ایران است. بنابراین اگرچه تهران و ریاض بر سر موضوعاتی مانند پرونده‌های یمن و لبنان، امکان گفت‌وگو و حتی سطحی از توافق دارند، اما در حوزه‌هایی که ریشه‌ها و خاستگاه نگرانی‌های طرفین محسوب می‌شود، هرگونه توافقی دشوار به نظر می‌رسد.

بنابراین اگرچه کاهش روابط منازعه‌آمیز میان ایران و عربستان محتمل است، مجموعه‌ای از دلایل ازجمله فقدان وابستگی متقابل اقتصادی، توسعه روابط عربستان با اسرائیل، انگاره‌ها و مسائل ایدئولوژیک، درک تهدیدآمیز بودن سیاست‌های منطقه‌ای تهران ازسوی ریاض و تعارض منافع طرفین در پرونده‌هایی مانند یمن، لبنان و عراق، پایداری پیشبرد سیاست کاهش تنش را با دشواری مواجه خواهد کرد و احتمالاً وضعیت تنش‌آلود در روابط ایران با ریاض ادامه خواهد یافت. با وجود این طرفین می‌توانند در موضوعاتی که کمتر تنش‌زاست مذاکرات دوجانبه را پیش ببرند.

در همین رابطه بخوانید:

گزارش فایننشال تایمز از رویکرد جدید ایران در خاورمیانه

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر