در شماتت قیمت‌گذاری دستوری خودرو

خودتان اقتصاد را به توافق گره زده‌اید

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 3 پسندیدن
سلیمان کرمی

بارها از سران بالادستی کشور شنیده شده که اقتصاد کشور را به توافق گره نزنید. انگار نمی‌خواهید باور کنید که اقتصاد کشور را خودتان به مذاکرات گره زده‌اید. قطعا بدون ارتباط به بازار آزاد جهانی نمی‌توان انتظار اصلاحی در اقتصاد کشور را داشت و شاید یکی از مشکلات ریشه‌ای در اقتصاد کشور این است که دیرزمانی‌ست که می‌خواهیم خلاف جریان آب شنا کنیم. اما باز هم همه مشکل این نیست. علاوه بر اینکه این شعار را سالیان سال است یدک می‌کشیم علاوه بر این خودمان هم در عمل بر شدت این وابستگی می‌افزاییم.

به گمان سیاست‌گذار شاید موضوع این است که هر چه بیشتر فضای اقتصاد کشور را بسته نگه داریم بیشتر می‌توانیم به خودکفایی و بی‌نیازی از دنیای خارج نزدیک شویم. اما واقعیت ماجرا دقیقا خلاف این است. شما هر چه بیشتر سعی می‌کنید ما را خودکفا کنید با همان تفکر ما را بیشتر به سمت وابستگی به واردات پیش می‌برید. شاید برای کسی که از اقتصاد کج‌فهمی دارد این موضوع سخت باشد؛ مگر می‌شود ما با سیاست‌های دستوری و دخالتی یا قطع ارتباط با دنیا بیشتر وابسته باشیم؟ ولی واقعیت ماجرا همین است.

موضوع صرفا به قطع ارتباط با جهان مرتبط نمی‌شود. این نوع تفکر است که مسئولان کشور را به سیاست‌های دستوری و دخالت در بازارها کشانده است و شاید همین نوع تفکر است که ایشان را به سمت تنظیم هر چه بیشتر بازار و کنترل قیمت‌ها پیش برده است. وقتی شما فکر می‌کنید با بسته نگه داشتن اقتصاد کشور می­توانید ما را از دنیای خارج بی‌نیاز کنید، طبیعی است این قدرت را در خود متصور باشید که می‌­توانید افسار بازارها را در اختیار بگیرید.

مشکل اما این است که وضعیت اقتصاد کشور به جایی رسیده که دیگر جای خطایی نیست. اگر کارشناسان بیش از همیشه نگران هستند چون بیشتر از همیشه از آینده ایران می‌ترسند. چون مشاهده کرده‌اند که چقدر این نوع تفکر شما ویرانی به دنبال آورده است. چگونه ما را بیشتر و بیشتر برخلاف تصورتان به دنیای خارج و واردات وابسته نگه داشته‌اید. شاید بهتر بود به جای هدف خودکفایی و بی‌نیازی از دنیای خارج مشابه با بقیه اقتصادهای پیشرفته اتفاقا به فکر افزایش تجارت تاجرهای ایرانی بودید. احتمالا از این مسیر کشور با رشد اقتصادی بیشتر وضعیت باثبات‌تری را به خود می‌دید. شاید اگر مشابه با همه جهان به جای دخالت در بازار فکر تنظیم بازار را از ذهنتان حذف می‌کردید و همان رویه علم اقتصاد را در پیش می‌گرفتید درک مشترک بیش‌تری داشتیم.

خبر رسیده است که بار دیگر با آزادسازی قیمت فروش خودرو مخالفت شده است. احتمالا التهاب روزهای اخیر بازار و با احتمال قوی‌تر دست‌های پشت پرده شما را دوباره به بازگشت از یک سیاست درست ترغیب کرده است. اما لازم است بدانید این سیاست مختص به شما نیست. شاید حدود 50 سال و حتی بیشتر عمر دارد. نتیجه چنین تفکری در اقتصاد و سیاست ما را به جایی کشانده است که از همه طرف تحریم هستیم. اگر تحریم برداشته نشود باید منتظر تشدید تورم و کاهش ارزش پول ملی باشیم. بار این گرانی و تورم را باید جامعه تحمل کنند و اما این فشار از آستانه تحمل جامعه خارج شده است.

ما هم نمی‌دانیم سرانجام کار به کجا می‌رسد اما این مسیری که در اقتصاد در پیش گرفته شده نتیجه خوبی به دنبال ندارد. سوالی که در ذهن نگارنده این مطلب بارها و بارها تکرار شده این است که چرا از این همه خطا و آثار ویران‌بار آن درس نگرفته‌ایم؟ آیا واقعا منافعی پشت‌پرده وجود دارد که مانع از حرکت در مسیر درست می‌شود؟ کم از قیمت‌گذاری دستوری در بازارهای مختلف ضربه خورده‌ایم؟ همین تابستان اخیر بود که قطعی برق تولید فولاد و سیمان را متوقف کرد. آیا این همه هشدار کارشناسی، در خصوص آثار ویران‌کننده قیمت‌گذاری دستوری، گوش شنوایی نداشت؟ صنعت خودرو در مسیر نابودی قرار گرفته است و احتمالا این آتش کل اقتصاد کشور را فرا خواهد گرفت. ما هنوز امیدواریم اتفاق مثبتی رخ دهد اما هیچ سیگنال مثبتی را نمی‌بینیم؛ اما منتظریم.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر