بورسان - Bourseon

اکونومیست در تازه‌ترین طرح جلد خود از افول بازار سهام لندن نوشت

خداحافظی با رویای بورس انگلیسی

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 7 پسندیدن

بورسان : اکونومیست در طرح جلد نسخه انگلیس خود با عنوان «از بیگ‌بنگ تا شیون» به وضعیت رو به افول بورس لندن طی سال‌های اخیر پرداخته است. به راستی چه شد که مهد مالی دنیا اکنون مهجور شده است؟ بریتانیا چگونه می‌تواند جایگاه خود را به دست آورد و این اتفاق چه درسی برای سیاست‌گذاران بورس تهران دارد؟ خلاصه‌ای از سه مقاله مفصل اکونومیست را در ادامه می‌خوانید.

طرح جلد هفته‌نامه اکونومیست با عنوان «از بیگ‌بنگ تا شیون» درباره وضعیت بورس لندن

چه بر سر بازار سهام انگلیس آمده؟

اگر دو نقطه قوت بریتانیا سرگرمی و امور مالی بدانیم، 2005 یک سال بزرگ بود. نیم قرن نوآوری مالی، تجارت آزادتر و مقررات‌زدایی، بانک‌های خارجی را به میدان مایل (مرکز مالی لندن) کشانده و آن را برای جریان سرمایه‌های بین‌المللی باز کرد. لندن به عنوان محل تولد بازار اوراق قرضه یورو، که به شرکت‌ها اجازه می‌داد خارج از آمریکا به دلار وام بگیرند، مدت‌ها بود که یک مرکز بین‌المللی برای افزایش بدهی و تجارت ارزهای خارجی بود.

بنابراین شرم‌آور است که یک دهه و نیم بعد، هرگونه ادعایی که لندن زمانی در بورس اوراق بهادار جهان داشت، از بین رفته باشد. در سال 2006 شرکتهای سهامی در لندن 10.4 درصد از بازار سهام جهان را دارا بودند. امروزه این رقم به فقط 3.6 درصد رسیده است. لندن حتی از عقب‌افتاده‌ها نیز جا مانده است: سهم آن از ارزش کل بازار اروپا از 36 درصد به 22 درصد در مدت مشابه کاهش یافته است. ساکنان بورس لندن سالمند به نظر می‌رسند. کمتر از یک پنجاهم از ارزش ftse 100 (شاخص اصلی بورس لندن) از شرکت‌های فناوری تأمین می‌شود، در حالی که تقریباً ۴۰ درصد شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ آمریکا متشکل از شرکت‌های حوزه فناوری است.. جیمز اندرسون از بیلی گیفورد، یکی از موفق‌ترین سرمایه‌گذاران جهانی، اخیراً به فایننشال تایمز گفته است که انگلیس دارای یک بازار سهام قرن نوزدهمی است. به نظر می‌رسد حق با او باشد.

منطقی است که بپرسیم بورس چقدر اهمیت دارد؟ برای پس‌اندازکنندگان انگلیسی، پاسخ این است که زیاد مهم نیست. اما برای اقتصاد بریتانیا، بورس رو به افول لندن اهمیت بالایی دارد. چنین وضعیتی، موسسان استارتاپ‌ها را برای جذب سرمایه و گسترش کسب و کار محدود می‌کند. لندن همچنان یک مرکز غالب برای معامله بدهی، ابزارهای مشتقه و ارزها است، اما ارزش سهام بخش مهمی از مبادلات مدعی «مرکز مالی جهانی» است. صنعت خدمات مالی موفق‌ترین صنعت بریتانیا است که 6 درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) و حدود یک دهم درآمد مالیاتی را به خود اختصاص داده است. بنابراین، تضعیف آن یک موضوع مهم برای انگلیسی‌ها محسوب می‌شود.

جایگاه بورس لندن در قیاس با جهان

بورس اوراق بهادار آمریکا و اروپا برای اولین بار در قرن نوزدهم شروع به کار کرد. موفقیت‌های حیرت‌انگیز و پی در پی برای سرمایه‌گذاری در کانال‌ها، آمریکای لاتین و راه آهن منجر به ایجاد صدها شرکت شد که سرمایه خود را در لندن جمع‌آوری کردند.

اما مطابق نمودار زیر دو جنگ جهانی بعد، بازار آشفته و تکه تکه اروپایی‌ها ضعیف‌تر و فرصت را برای آمریکایی‌ها فراهم کرد. در جریان جنگ، بورسها تقریبا بسته بودند. اما پس از بازگشایی نیز، اغلب تحت محدودیت‌های قیمتی قرار می‌گرفتند که معاملات را محدود می‌کرد. کاهش ارزش پول‌های اروپایی، ابرتورم در آلمان و اروپای شرقی و همچنین شیوع موج کمونیسم بسیاری از سرمایه‌گذاران را از اروپا فراری داد.

سهم بازار بورس‌های مختلف جهان در ۲۰۰ سال گذشته

چالش آمریکا از سمت بازارهای آسیا بود. قبل از سال 1960 ارزش بازار سهام آسیا کمتر از 5 درصد از ارزش بورس‌های جهان بود. اما در سال 1989 تقریبا نیمی از سرمایه بازار جهانی را به خود اختصاص داد، که البته عمدتاً به دلیل حباب قیمت دارایی ژاپن بود. دو سال بعد ، آن حباب ظاهر شد و ثروت ژاپن کاهش یافت. زمان آن رسیده بود که مبادلات شانگهای و شنژن به بلوغ برسد و زمینه را برای ظهور چین به عنوان یک ابرقدرت مالی فراهم کرد.

امروزه چین و آمریکا مهمترین مراکز تامین مالی دنیا هستند. به گفته دیلوژیک، شرکت ارائه‌دهنده داده‌های مالی، آمریکا 750 عرضه اولیه عمومی (IPO) را از ابتدای سال 2021 با ارزش کل 242 میلیارد دلار انجام داده است. چین (شامل هنگ‌کنگ) نیز، 427 شرکت به ارزش 72 میلیارد دلار در همین مدت عرضه اولیه کرده است. این در حالی است که ارزش شرکت‌های عرضه اولیه در فرانسه، آلمان، هلند و بریتانیا در مجموع به 45 میلیارد دلار می‌رسد.

چین و آمریکا نه تنها در ارزش بازار و حجم عرضه‌های اولیه برترین هستند، بلکه آنها میزبان شرکت‌های نوآورانه بیشتری هستند که احتمال رشد آینده آنها را نیز افزایش می‌دهد (نمودار زیر را ببینید). مجموع ارزش پنج ستاره برتر فناوری آمریکا - گوگل، اپل، آمازون، فیس‌بوک و مایکروسافت – معادل کل ارزش بازار همه 1964 شرکت فهرست شده در بورس لندن است!

سهم شرکت‌های تکنولوژی (قرمز) در بورس لندن، آمریکا و هنگ‌کنگ

چرا بریتانیا به این روز افتاد؟

یکی از دلایلی که باعث افت جایگاه مالی بریتانیا شد، عملکرد ضعیف شرکت‌های بزرگ انگلیسی است. بسیاری از آنها، از بی‌پی وگلسکواسمیت‌کلاین گرفته اچ‌اس‌بی‌سی و تسکو (با میانگین سنی 169)، به دلیل بیماری مزمن بریتانیا در مدیریت ضعیف، از رده بالای صنایع خود خارج شده‌اند. کل صنعت مدیریت دارایی از مدیریت نامناسب رنج می‌برد؛ به طوری که ارزشمندترین صندوق مدیریت دارایی بریتانیا در حال حاضر کمتر از 10 درصد از بزرگترین صندوق سرمایه‌گذاری آمریکا ارزش دارد.

هرچند لندنی‌ها خود را به استانداردهای حاکمیت شرکتی "با روکش طلا" مفتخر می‌دانند که علاوه بر موارد دیگر، حقوق مدیران را محدود می‌کند و از انباشتن حق رای توسط هیئت مدیره جلوگیری می‌کند. اما در خلوت، همین افراد از "فرار مغزها" ناشی از چنین قوانینی اظهار تاسف می‌کنند، زیرا مدیران بااستعداد شرکت‌های بورس لندن را به خاطر رقبای خصوصی یا خارجی ترک می‌کنند. تاثیر این موضوع در قیمت سهام قابل مشاهده است. کافی است سهام گلکسواسمیت کلاین، یک شرکت دارویی انگلیسی را با فایزر، یک شرکت آمریکایی، یا بانکهای بارکلیز انگلیسی و جی‌پی‌موگران آمریکایی را با یکدیگر مقایسه کنید (نمودار زیر).

مقایسه قیمت سهام شرکت داروسازی گلکسواسمیت انگلیسی با فایزر آمریکایی و بارکلیز انگلیسی با جی‌پی‌مورگان آمریکایی

احیای لندن پس از "بیگ بنگ" - اصلاحاتی در سال 1986 که با مقررات‌زدایی معاملات همراه بود – عمدتا متکی به تبدیل شدن بورس لندن به مکانی برای جذب سرمایه و شرکت‌های بین‌المللی بود. اما هفته‌های اخیر شاهد بودیم که پرودنشال، یک غول بیمه، اقدام به ثبت سهام خود در هنگ کنگ کرد و بی‌اچ‌پی، یکی از بزرگترین شرکتهای پذیرفته شده در لندن، اعلام کرد که قصد دارد فقط در بورس استرالیا فهرست شود. به نظر می‌رسد آرزوهای لندن برای تبدیل شدن به قطبی برای مشاغل اروپایی با برگزیت صدمه دیده است.

یک مساله دیگر، صندوق‌ها و طرح‌های بازنشستگی هستند. طرح‌های بازنشستگی که در سال 2020 بالغ بر 1.7 تریلیون پوند دارایی داشتند، عموما خریداران بزرگ سهام لندن محسوب می‌شدند. آمارهای یک شرکت برنامه‌های بیمه‌ای دولتی نشان می‌دهد که آنها 26 درصد از دارایی‌های خود در سال ۲۰۰۸ را در سهام بورس لندن سرمایه‌گذاری کردند. اما تا سال 2020، این میزان به زیر 3 درصد کاهش یافته است. این امر تا حدی به این دلیل است که مقررات اخیر، صندوق‌های بازنشستگی را از سهام دور کرده و به سمت اوراق قرضه دولتی و سرمایه‌گذاری‌های کم‌ریسک خصوصی سوق داده است. اما حتی با توجه به کاهش نسبت سبد سهام آنها به دارایی‌های کم‌ریسک، مدیران صندوق‌های بازنشستگی به طور فزاینده‌ای از خرید سهام شرکت‌های بریتانیایی پرهیز می‌کنند.

نقطه ضعف نهایی اما کمبود استارتاپ‌هایی است که سهام خود را در بورس لندن فهرست می‌کنند. در سال 2005 لندن میزبان یک پنجم از عرضه اولیه عمومی جهان (ipos) بود. امروز اما فقط میزبان یک بیست و پنجم آنها است.

برای آینده چه باید کرد؟

نقطه شروع قوانین حاکمیت شرکتی بریتانیا برای شرکت‌های پذیرفته شده در بورس است. بیست سال پیش در سراسر جهان به آنها حسادت می‌شد، اما از آن زمان به بعد این سیستم مسموم شده و گروهی از 3000 مدیر هیئت مدیره غیرموظف و غالبا نیمه‌بازنشسته ایجاد کردند که به ندرت در خط مقدم صنعت خود قرار دارند و اغلب فکر می کنند وظیفه آنها فروش بنگاه‌ها است و نه تشویق آنها به سرمایه‌گذاری. این گروه علاقمند تثبیت شده‌اند، اما نتایج ضعیف رهبری آنها نشان می‌دهد که باید از این سیستم از بین برود.

بازار سهام همچنین می‌تواند مجوز دهد تا سهام با ترجیحات مختلف (مثلا سهام عادی و ممتاز) در بورس لندن منتشر شوند. بسیاری از بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها علاقه دارند که سهام را از جهت منافع مالی عرضه کنند، اما حق رای یا همان کنترل شرکت را حفظ کنند. این رویکردی است که همه بورس‌های رقیب لندن انجام می‌دهند.

علاوه بر مقررات‌زدایی حاکمیت شرکتی و اجازه دادن به سهام ترجیحی، دولت باید سریع پیش برود تا استارتاپ‌ها بتوانند خارجی‌های با استعداد را استخدام کرده و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های برجسته به بریتانیا بروند. زمان بیگ بنگ دیگری فرا رسیده است. اگر قرار است چرخه معیوب معکوس شود، شرکت‌های نوآور باید متقاعد شوند که سرمایه‌گذاران در لندن پذیرای آنها هستند و برایشان ارزش مناسبی قائل می‌شوند. برای تحقق این امر، بانک‌ها و مدیران دارایی‌ها باید از تحلیلگران پژوهشی استفاده کنند که از شرکت‌های فناوری و فناوری اطلاعات مطلع هستند.

درس‌های بورس لندن برای بورس تهران

مطابق روایت گفته‌شده، بورس لندن که روزی در راس قدرت بوده و همچنان در ذهن‌ها مرکز مالی جهان است، در غفلت از تغییر و تحولات جهانی جایگاه خود را از دست داده است. بنابراین، متولیان بورس تهران باید بدانند موج تغییرات نیازمند چابکی بیشتر است. نمی‌توان شاهد شکوفایی فینتک‌ها و استارتاپ‌ها و فضای مجازی بود و هنوز با قوانین دهه‌ها قبل به فکر شکوفایی باشیم. نمی‌شود همچنان در قوانین مجوزدهی معیار ما فضای فیزیکی اتاق معاملات کارگزاری باشد، حال آنکه نوآورانی مانند رابین‌هود در جهان و برخی نمونه‌های داخل کشور به سمت به حداقل رساندن نیازهای حضور فیزیکی دریافت‌کنندگان خدمات مالی حرکت می‌کنند. شاید بد نیست از خود بپرسیم چرا استارتاپ‌های کمی در بورس تهران لیست شده‌اند؟ چرا بیش از نیمی از شرکت‌های بورس تهران شامل غول‌های کامودیتی است که در تحریم، نوسان دلار و بازار جهانی آسیب‌پذیری بالایی دارند؟ حال آنکه بخش خدمات (مالی و غیرمالی) هر روز شاهد شکوفایی بیشتری هستند و البته در بورس تهران جایگاهی ندارند.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر