اما و اگرهای ادامه صعود بورس

شوک داخلی و خارجی برای بورس تهران

شوک داخلی و خارجی برای بورس تهران
  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 3 پسندیدن
بازار سرمایه به دلیل اینکه رابطه مستقیمی با اتفاقات سیاسی و اقتصادی کشور دارد، جدی‌ترین واکنش‌ها را به موضوعات گفته شده می‌دهد و راه فراری از آن وجود ندارد تا زمانی که اراده جدی در کل کشور برای اصلاحات اقتصادی ایجاد شود. اما با این فرمان، راه زیادی تا شروع فاز گاوی تمام بازارها نمانده است.

بورسان- سروش بهرامی: بورس تهران درحالی که توانسته بود به مقاومت روانی ۱.۶ میلیون واحدی برسد و کمی نیز از آن فراتر برود، روندی نزولی به خود گرفت و شاهد کاهش شاخص کل بورس تا محدوده ۱.۵۱۴ میلیون واحدی بودیم که روز گذشته با جبران بخش کوچکی از آن، در هفته نیمه تعطیل جاری بازدهی منفی ۱.۵ درصدی را به ثبت رساند و در هر سه روز خروج پول از چرخه معاملات رقم خورد. نکته منفی معاملات این هفته از چشم تحلیلگران، کاهش شدید ارزش معاملات بود به طوری که ثبت اعداد زیر ۴هزار میلیارد تومان از ابتدای شروع سال جدید بی‌سابقه بوده است.

طی حدود یک ماه گذشته و از زمانی که روند نزولی شروع شد، بازار سرمایه مورد هجوم اتفاقات، خبرها و شایعات بسیار زیادی قرار گرفت که هرکدام به نوبه خود، ضربه سنگینی را به روند معاملاتی بازار وارد کرد. این اتفاقات که منشا خارجی و داخلی در اقتصاد داشت، فعلا اجازه شروع حرکت صعودی جدید را نداده است و تا رفع ابهامات موجود به نظر می‌رسد که کار برای رونق دوباره بازار سرمایه سخت باشد.

وجود ابهام در اقتصاد کشور بحث جدیدی نیست و تقریبا در هر زمانی از تاریخ کشور وجود داشته است اما در برهه کنونی که اقتصاد داخلی و وضعیت سیاسی کشور مورد حربه‌های شدیدی از طرف‌های مختلفی قرار گرفته است، بازار سرمایه تنها بازاری است که به کوچکترین خبرها و شایعات واکنش منفی می‌دهد و این درحالی است که دیگر بازارها به استقبال شرایط نامناسب‌تری از آینده اقتصادی و سیاسی کشور رفته‌اند. در یک ماه گذشته قیمت دلار در بازار آزاد بیش از ۱۰ درصد رشد کرده و هم‌اکنون سقف تاریخی خود را نیز پشت سرگذاشته است. بازار مسکن دوباره داغ شده و طبق گزارش منتشر شده از سمت بانک مرکزی، مسکن تهران با افزایش ۶.۱ درصدی قیمت و رشد چشمگیر تعداد معاملات به بالای ۱۰۵۰۰ مورد (که رکوردی ۲۲ ماهه محسوب می‌شود) همراه شده است.

حال سوال این است که آیا بورس این جاماندگی خود را جبران می‌کند؟ برای این مهم چه اما و اگرهایی وجود دارد؟

رویارویی بورس با اتحاد جهانی علیه تهران

پس از توقف سه ماهه مذاکرات وین و کاهش خوش‌بینی‌ها به احیای دوباره برجام و دستیابی به یک توافق هسته‌ای با ۱+۴ و آمریکا، چند وقتی بود که خبر احتمال صدور قطعنامه علیه ایران در شورای حکام به گوش می‌رسید. این خبر که مستقیما مذاکرات هسته‌ای را هدف قرار داده بود باعث شد که بازار سرمایه به عنوان یکی از اصلی‌ترین نماگرهای اقتصاد کشور با واکنش منفی همراه شود و وضعیت و آینده شرکت‌های داخلی و صادراتی را مبهم‌تر از قبل کند.

شب گذشته در نهایت این قطعنامه صادر شد و کم و بیش شاهد واکنش بازارها به این موضوع خواهیم بود. تاکنون دلار در بازار آزاد توانسته است به سقف تاریخی خود برسد و احتمالا اعداد بالاتری را نیز در روزهای آینده و شروع هفته جدید ببیند.

بحث لحن این قطعنامه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. طبق صحبت‌های روزهای گذشته به نظر می‌رسد که لحن این بیانیه شدید نباشد و باعث نشود که پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت ارجاع داده شود و ابن موضوع باعث می‌شود که همچنان اندک امیدی برای برگشت به میز مذاکرات و نزدیک شدن به توافق هسته‌ای زنده بماند اما به هرحال این اتفاق و واکنش‌هایی که ایران به صدور آن داده است، کمی کار را پیچیده و زمانبر خواهد کرد و نمی‌توان از تاثیرات روانی آن در پارامترهای اقتصادی چشم‌پوشی کرد.

حال سوال این است که واکنش بورس به این اتفاق چه خواهد بود؟ به نظر می‌رسد در کوتاه مدت شاهد واکنشی منفی باشیم. به هرحال بخشی از صعود قبلی بازار به دلیل خوش‌بینی به مذاکرات بود و صنایع موسوم به برجامی توانستند وضعیت بهتری را سپری کنند اما اکنون این کورسوی امید تا حدودی از بین رفته است. اما پس از گذشت مدتی از این اتفاق، در صورتی که شرایط بدتری ایجاد نشود، فعالان و سرمایه‌گذاران از تاثیرات احتمالی آن آگاه خواهند شد و افزایش نرخ دلار و انتظارات تورمی نیز کمک می‌کنند که بازار سرمایه روند صعودی جدیدی را به خود ببیند.

جاماندن فردوسی از نیما

در مورد قیمت دلار اما یک ابهام بسیار بزرگ وجود دارد و آن نیز وجود ارز چند نرخی و مشکلات پیرامون آن است. پس از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی، اکنون دولت واردات تمامی کالای‌های اساسی و غیراساسی را با ارز نیمایی انجام می‌دهد. درحال حاضر با وجود افزایش قیمت دلار در بازار آزاد به بالای سقف تاریخی خود، دلار نیما همچنان حوالی ۲۵هزار تومان در نوسان است و اختلافی بیش از ۳۰ درصدی با دلار آزاد دارد. این اتفاق نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد دولت درحال کنترل قیمتی این ارز است و فعلا اجازه رشد را به آن نداده است که این موضوع تبعات زیادی خواهد داشت.

جلوگیری از حرکت نیما به سمت فردوسی تاثیری جدی در وضعیت شرکت‌های صادراتی می‌گذارد و رانت جدیدی را برای واردکنندگان ایجاد خواهد کرد.

در وضعیت کنونی کشور که نیاز مبرمی به ارزآوری شرکت‌های صادراتی وجود دارد، این شرکت‌ها مجبور هستند که ارز خود را ۳۰‌درصد پایین‌تر از قیمت بازار آزاد به ریال تبدیل کنند که باعث کاهش شدید نقدینگی در چرخه تولید خواهد شد و از طرفی نیز بسیاری از شرکت‌ها دارایی‌های ارزی خود را در سامانه نیما عرضه نمی‌کنند که می‌تواند فنری برای رشد بیشتر قیمت دلار باشد. در کنار این موضوع هنوز مشکلات بسیار شدیدی که وجود ارز ۴۲۰۰ تومانی و رانت‌هایی که از زیر سایه آن در ۴ سال گذشته به وجود آمد را فراموش نکرده‌ایم و امیدواریم که دولت جدید اشتباه دولت قبلی را تکرار نکند.
به هرحال دیر یا زود دلار نیما نیز خود را به دلار بازار آزاد نزدیک خواهد کرد هرچند که بعید است به آن برسد اما رشد نیما می‌تواند نوید شروع یک روند صعودی جدید در بورس باشد.

مسموم کردن بورس با شایعه

یکی از دلایل اصلی ریزش اخیر بازار سرمایه خبرها و شایعاتی بود که یک شبه گفته شدند اما تاثیراتی طولانی داشتند. بحث دولت بی‌پول در دوران تورمی کشور از ابتدای کار دولت جدید، فرضیات مختلفی را برای سیاست‌های پولی به وجود آورد اما از همان ابتدا به نظر می‌رسید که دولتمردان چنین اهدافی را در ذهن ندارند.

یکی از مهم‌ترین این شایعات بحث احتمال افزایش نرخ بهره بانکی از سمت بانک مرکزی بود که در صورت وقوع به تنهایی می‌تواند بازارها را با شوکی جدی همراه کند. سیاست‌های انقباضی با افزایش نرخ بهره بانکی در اقتصادهایی که درگیر تورم شده‌اند بسیار متداول است و به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای بانک مرکزی برای کشیدن ترمز تورم شناخته می‌شود اما نحوه اجرای آن می‌تواند تبعات سنگینی را در آینده ایجاد کند. افزایش نرخ بهره در کشوری که با مشکلات عدیدی در چرخه تولید شرکت‌هایش مواجه است و همچنین به دلیل تحریم‌های سنگین کمبود درآمد شدیدی دارد فقط موجب ایجاد رکورد تورمی و افزایش سنگین بدهی‌های دولت در آینده خواهد شد. بنابراین این اقدام شاید در کوتاه مدت در کنترل تورم تاثیرگذار باشد اما در بلندمدت شرایط را وخیم‌تر خواهد کرد.

به هرحال در صورت وقوع این اتفاق می‌توان انتظار داشت که بازارها از جمله بازار سرمایه وارد فاز رکودی شود همچون اتفاقی که در بورس آمریکا با اقدامات اخیر فدرال رزرو رخ داده است.

خبر دیگری که به ریزش بیشتر بورس دامن زد، صحبت‌های آقای صالح‌آبادی رئیس بانک مرکزی درباره افزایش ارزپاشی بود که تاکنون یا اتفاق نیفتاده یا بانک مرکزی توانایی مقابله با رشد افسارگسیخته قیمت دلار را نداشته است. این موضوع نیز باعث شد که سرمایه‌گذاران بازار سرمایه با نگرانی از احتمال کاهش قیمت دلار دست به فروش سهام خود بزنند.

با نگاهی به دو موضوع بالا اهمیت دستیابی به یک توافق با قدرت‌های جهانی و تسهیل تبادلات تجاری و فروش نفت با قیمت‌های کنونی در بازارهای جهانی بیش از پیش خودنمایی می‌کند.

کسی توانایی مقابله با مافیاهای داخلی را ندارد؟

یکی از مهم‌ترین و شوک‌آورترین خبرهایی که روز گذشته منتشر شد، خبر لغو پذیرش خودرو در بورس کالا بود. اتفاقی که نشان می‌دهد که همچنان مافیای صنعت خودرو پرقدرت‌تر از قبل به کار خود ادامه می‌دهند. درحالی که دولت مدتی بود صحبت از اصلاح صنعت خودرو و نجات این صنعت مهم در کشور داشتند، وزارت صمت نامه‌ای را با امضای مدیرعامل سابق ایرانخودرو به بورس کالا ارسال کرد و با ادعای قدرت کامل در قیمت‌گذاری خودرو، اجازه عرضه خودرو در بورس کالا را نداد و از افزایش شفافیت در این بازار و کاهش رانت جلوگیری کرد.

طبق گزارشی که روز گذشته در بورسان به آن پرداخته شد، رانت توزیعی در شرکت‌های ایرانخودرو و سایپا که به صورت سالانه در جیب مافیای این صنعت می‌رود (با فرض ثابت ماندن وضعیت فروش و قیمت‌های کارخانه و بازار)، نزدیک به ۱۰۰هزار میلیارد تومان است و این درحالی است که ارزش بازار این دو شرکت باهم در همین حدود است یعنی با جلوگیری از این رانت در یک سال می‌توان شرکت ایرانخودرو و سایپا را خریداری کرد.

اینکه چرا هیچ فرد و نهادی توانایی مقابله با مافیای خودرو را ندارد سوال بسیار بزرگی است که سالها پاسخی برای آن پیدا نشده است اما کسانی که از این موضوع سنگین‌ترین ضربه‌ها را خواهند خورد، سهامداران این صنعت و عموم مردم هستند که باید همچنان با قیمت‌های نجومی از خودروهای بی‌کیفیت داخلی استفاده کنند. البته این موضوع صرفا متعلق به صنعت خودرو نیست و بسیاری از صنایع کشور درگیر مافیا و قیمت‌گذاری دستوری به اسم "حمایت" هستند و اقتصاد کشور را به سمت دره هدایت می‌کنند.

بازار سرمایه به دلیل اینکه رابطه مستقیمی با اتفاقات سیاسی و اقتصادی کشور دارد، جدی‌ترین واکنش‌ها را به موضوعات گفته شده می‌دهد و راه فراری از آن وجود ندارد تا زمانی که اراده جدی در کل کشور برای اصلاحات اقتصادی ایجاد شود. اما با این فرمان، راه زیادی تا شروع فاز گاوی تمام بازارها نمانده است.

اخبار مرتبط
پیشنهاد سردبیر