رئیس اسبق بانک مرکزی هند از دشواری‌های کنترل تورم می‌گوید

مصائب افزایش نرخ سود در اقتصاد آمریکا

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 4 پسندیدن
برای کشور ما که بانک مرکزی همیشه نقش بانکدار دولت را داشته، سیاست‌گذاری پولی همیشه مورد بی‌توجهی واقع شده و جز در مواقع بحران منابع مالی راه‌حل‌های اساسی پیگیری نشده است. اما پاسخ به این سوال که بانک مرکزی آمریکا برای مقابله با افزایش قیمت کالاها و خدمات چه کارهایی باید انجام دهد احتمالا نکات مثبتی نیز برای وضعیت فعلی ما دارد. پاسخ به این سوال ساده در دوره دوم ریاست جروم پاول ابعاد پیچیده‌ای گرفته است. از یک طرف مساله ترس ناگفته مسولان بانک مرکزی آمریکا است از ماندگاری تورم و از طرف دیگر فشارهای سیاسی (بودجه دولت) نهادی (افزایش قیمت سهام، رمز ارز و...) است که افزایش نرخ بهره را با مشکل مواجه کرده است. راگورام راجار رئیس اسبق بانک مرکزی هند و استاد مالی دانشگاه شیکاگو قیود حرکت در شرایط فعلی را توصیف می‌کند.

بورسان: این روزها که قیمت‌های خدمات و کالا رو به افزایش است و نهاده‌های کسب‌و‌کارها نیز با تورم قیمتی مواجه شده‌اند، بانک مرکزی آمریکا چگونه با وضعیت فعلی مقابله کند؟ راگورام راجان استاد مالی دانشگاه شیکاگو و رئیس اسبق بانک مرکزی هند که سابقه مخالفت با سیاست‌های بانک مرکزی ایالات متحده پیش از بحران مالی 2008 را نیز دارد، در 23 نوامبر (3 آذر) 2021 یادداشتی با عنوان «تله‌های پولی و تورمی» منتشر کرده که در آن به وضعیت دشوار مواجهه با شرایط تورمی اقتصاد آمریکا می‌پردازد. از نظر او بانک مرکزی آمریکا که پیش از بحران کرونا با تورم‌های اندک خو گرفته بود، اینک با وضعیتی مواجه است که برآیند نیروهای آن مقابله با تورم را سخت‌تر می‌کند که در ادامه به آن می‌پردازیم.

نگرانی از ماندگاری تورم در آمریکا

اگرچه Fed (بانک مرکزی آمریکا) تاکید کرده است که افزایش نرخ بهره تنها بعد از حذف کامل خرید دارایی‌های مالی (خرید اوراق وثیقه‌دار توسط بانک مرکزی به منظور قوی کردن طرف تقاضا) اتفاق خواهد افتاد؛ اما اقتصاددان ارشد صندوق بین المللی پول معتقد است نگرانی‌هایی ناگفته در میان اعضای فدرال‌ رزرو افزایش یافته که نشان می‌دهد تورم به یک مساله تبدیل شده است و حتی برخی اعضای کمیته بازار باز (OMO) نیز نگران هستند که تا آن موقع (اتمام کامل تیپرینگ) بانک مرکزی از اتفاقات عقب بمانند و شاید لازم باشد حتی نرخ بهره به طور ناگهانی یا زودتر افزایش یابد. در واقع شرایط فعلی باعث شده شانه روسای فد کمی خم شود و دیگر نتوانند همچون سابق در مقابل تلویزیون حاضر شوند و بگویند ما از تورم متنفریم و آن را نابود می‌کنیم؛ بلکه آنان برای تورم‌های بالا بهانه‌تراشی می‌کنند و وعده زودگذر بودن تورم را می‌دهند.

انتظارات تورمی و اشتغال دو متغیر کلیدی اقتصاد

راگورام راجار معتقد است به دلیل وجود تورم‌های پایین پیش از بحران کرونا انتظارات تورمی افراد با تورم‌های اندک گره خورده بود. در نتیجه بانک مرکزی آمریکا در مقابله با بحران کرونا دو تغییر ساختاری را پیگیری کرد. اول اینکه میانگین تورم هدف خود را به نحوی قرار داد تا انتظارات تورمی تا حدی افزایش یابد و بازگشت اقتصاد سریع‌تر اتفاق بیفتد. ضرب‌المثل قدیمی بانک مرکزی در این مورد می‌گوید اگر با تورم چشم در چشم شده‌اید، دیگر برای واکنش خیلی دیر شده است. به همین دلیل بانک مرکزی کمی تورم را تحمل خواهد کرد و تنها زمانی وارد عمل خواهد شد که مطمان شود تورم آمده است که بماند. تغییر دوم نیز تاکید بیشتری بر بازار کار بود؛ چرا که در شرایطی که طرف تقاضا بسیار ضعیف شده است (به دلیل بروز بحران کرونا تقاضای جهانی کاهش پیدا کرده بود)، بازار کار قوی و بادوام بودن شغل‌ها اولا تقاضا را بهبود می‌بخشد و در ثانی نشانه‌ای است از اینکه سمت عرضه مشکل ندارد.

اما الان فد با وضعیتی مواجه شده است که اولا تقاضا بسیار قوی است (به دلیل حمایت‌های شدید خود فد) و در ثانی سمت عرضه به دلیل اختلال در زنجیره تامین جهانی با مشکل مواجه شده و حتی احتمال دارد که بانک مرکزی چهارچوب سیاستی خود را تغییر داده باشد، چون دیگر شرایط پیشین برقرار نیست. اما این تغییر چهارچوب اصلا کار راحتی نیست.

چرا افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم کار مشکلی است؟

طبعیتا در شرایطی که مشکلات سمت عرضه باعث شود طرف تقاضا به میزان غیر واقعی افزایش بیابد افزایش قیمت رخ خواهد داد. راه حل چیست؟ اینکه طرف تقاضا را با افزایش نرخ بهره یا سایر ابزارهای سیاستی منقبض کنیم. اما راگورام می‌گوید مسائل متعددی برای افزایش نرخ بهره وجود دارد.

اول اینکه کنگره‌ای که به سختی با ولخرجی‌های دولت موافقت کرده است، اینک به راحتی اجازه نمی‌دهد زحماتش از دست برود. به علاوه گرفتاری‌های افزایش نرخ بهره بعد از بحران مالی 2008 هنوز در روان اعضای فد باقی مانده است.فضای سیاسی حاکم نیز به شکلی است که افزایش نرخ بهره را سخت‌تر از همیشه کرده است. درست یا غلط بازارهای مالی اعتقاد دارند که فد در مقابل کاهش قیمت‌ها حساس است و تزریق نقدینگی را ادامه می‌دهد. این مساله از آن جهت مهم است که اگر فد تصمیم بگیرد کنار رود و حمایت خود را کاهش دهد، ممکن است بازارهای مالی بیش واکنشی نشان بدهند و سقوط بیشتر از آنچه باید اتفاق بیفتد. در واقع حضور فد هم ریسک افزایش قیمت بازارها را و هم ریسک کاهش قیمت‌ها را تغییر داده و در این میان اعتبار فد ممکن است خدشه‌دار شود.

از طرفی مساله استقلال بانک مرکزی نیز مطرح است. در شرایط فعلی که بانک مرکزی 5.6 تریلیون از اوراق دولتی که توسط اضافه برداشت بانک‌های تجاری تامین مالی شده است را در ترازنامه خود دارد، افزایش نرخ بهره معنایی جز افزایش بدهی دولت ندارد که کسری بودجه دولت را نیز شدیدتر خواهد کرد. آنهم در شرایطی که بدهی دولت آمریکا 125 درصد اندازه GDP آن است و بخش عمده‌ای از آن نیز در سررسیدهای کوتاه‌مدت است و هر گونه افزایش نرخ بهره هزینه تامین مالی مجدد (Refinance) را افزایش خواهد داد.

اقتصاد جهانی نیز الان در وضعیت تناقض‌گونه‌ای قرار دارند؛ چرا که کشورهای توسعه یافته دیگر نیز در معرض فشار برای کاهش نرخ بهره هستند و به همین دلیل هر کدام از این کشورها که ابتدا به ساکن نرخ بهره خود را افزایش دهد لاجرم با افزایش نرخ ارز مواجه می‌شود که رشد اقتصادی را کند می‌کند. به همین دلیل همه منتظرند تا یک نفر دیگر این کار را انجام دهد و بعد در ادامه خودشان نرخ بهره را افزایش دهند. در مجموع اگر شرایط شبیه ایام بعد از بحران مالی 2008 باشد و یا چین و سایر کشورهای نوظهور انگیزه‌های ضدتورمی را به اقتصاد جهانی منتقل کنند، صبر کردن بهترین استراتژی است. در غیر اینصورت، موانع پیش‌ روی بانک مرکزی آمریکا به معنای تورم پایدارتر خواهد بود که البته تقابل با آن را دشوارتر نیز خواهد کرد.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر