مرداب حباب بازارهای مالی؛ تله‌ای از جنس طمع

مرداب حباب بازارهای مالی؛ تله‌ای از جنس طمع
  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 3 پسندیدن

بورسان - سروش بهرامی : یکی از ویژگی‌های اصلی حباب‌های قیمتی در بازار مالی، ناباوری آن توسط اکثر فعالان در هنگام افزایش قیمت سوداگرانه است. تنها پس از انفجار حباب، آن‌ها قبول می‌کنند که در تله خطرناکی گرفتار شده‌اند.

اما حباب چیست و چگونه می‌توان از گرفتار شدن در این مرداب که لحظه به لحظه سرمایه‌گذاران را در خود فرو می‌برد جلوگیری کرد؟

حباب چیست؟

اصطلاح حباب در اقتصاد، به طور کلی به شرایطی اشاره دارد که قیمت یک کالا، سهام یا حتی یک بخش یا کل یک بازار با اختلاف زیادی از ارزش ذاتی آن فاصله می‌گیرد و فراتر می‌رود. از آنجا که تقاضای سوداگرانه به جای ارزش ذاتی قیمت‌ها بسیار بالا می‌برد، حباب ناگریزی پدید می‌آید و باعث فروش گسترده و افت شدید قیمت‌ها می‌شود. این اتفاق در بازار سرمایه بسیار بیشتر اتفاق می‌افتد.

سرایت حباب یک بازار به کل اقتصاد

خسارات ناشی از ترکیدن یک حباب به بخش اقتصادی مرتبط و همچنین میزان مشارکت در آن بازار بستگی دارد. به عنوان مثال ترکیدن حباب سهام و دارایی‌های املاک و مستغلات در ژاپن در سال 1989-1992 منجر به یک دوره رکود طولانی در اقتصاد ژاپن شد، چنان طولانی که از دهه 1990 به عنوان "دهه گمشده" یا می‌شود.

در ایالات متحده نیز ترکیدن حباب دات کام (dotcom) در سال 2000 و حباب مسکن در سال 2008 منجر به رکود شدید شد.

به طور خاص حباب‌های بازار سهام و همچنین بازارهای دیگر می‌تواند منجر به ایجاد حباب اقتصادی کلی‌تری شود که در آن اقتصاد، بخشی خاص یا کل اقتصاد با سرعت بسیار بالایی متورم خواهد شد. بسیاری از مورخان اعتقاد دارند که ایالات متحده در دهه 1920 بیش از حد متورم شد که پس از آن سقوط تاریخی بازار سهام آمریکا و رکود سنگین را در سال 1930 نتیجه داد.

پنج مرحله برای تبدیل رویای پیروزی به وحشت شکست

هیمن مینسکی (Hyman P.Minsky) اقتصاددان از اولین کسانی بود که توسعه بی‌ثباتی مالی و رابطه آن با اقتصاد را توضیح داد. وی در کتاب ثبات در اقتصاد ناپایدار (1986)، پنج مرحله در یک چرخه اقتصادی مکرر در ایجاد حباب قیمتی را معرفی می‌کند.

1. جابه‌جایی

جابه‌جایی زمانی اتفاق می‌افتد که سرمایه‌گذاران با پارادایم جدیدی مانند یک فناوری جدید یا کاهش شدید نرخ بهره از نظر تاریخی و... روبرو می‌شوند. یک نمونه تاریخی از این موضوع کاهش نرخ بهره فدرال رزرو از 6.5 درصد در جولای سال 2000 میلادی به 1.2 درصد در ژوئن سال 2003 است. در این دوره سه ساله، نرخ بهره وام‌های 30 ساله با نرخ ثابت 2.5 درصد کاهش یافت و به پایین‌ترین مقدار تاریخی خود در 5.23 درصد رسید که زمینی برای کاشت بذر حباب مسکن بعدی بود.

2. انفجار قیمت

قیمت‌ها در ابتدا و به دنبال جابجایی به آرامی افزایش می‌یابند اما پس از آن با ورود هرچه بیشتر سرمایه‌گذاران به بازار، شتاب بیشتری می‌گیرند و زمینه را برای مرحله بعدی فراهم می‌کنند. در طی این مرحله، خبر این افزایش قیمت و سودهای رویایی، تیتر یک تمامی رسانه‌ها می‌شود. ترس از دست دادن فرصت‌هایی که ممکن است یک بار در زندگی باشد، طمع را در ذهن فعالان بیدار می‌کند و چشم آن‌ها را بر روی حقایق می‌بندد و تعداد کثیری از سرمایه‌گذاران در تله‌ای گرفتار می‌شوند که هنوز به آن باور ندارند.

3. سرخوشی

در این مرحله، احتیاط به دست فراموشی سپرده می‌شود زیرا قیمت‌ها سر به فلک کشیده‌اند. این اتفاق درحالیست که ارزیابی‌ها و ارزشگذاری‌های جدیدی برای توجیه افزایش بی‌وقفه قیمت‌ها همه جا را پر می‌کند. سرمایه‌گذاران بدون تحلیل دست به خرید می‌زنند و صرفا به دنبال بهانه‌تراشی برای ارزندگی سهام و بازار می‌گردند.

به عنوان مثال، در اوج حباب مسکن ژاپن در سال 1989، هر فوت مربع دفتر اداری در مرکز توکیو تا 139هزار دلار نیز فروخته می‌شد. یا در اوج حباب اینترنت در مارس سال 2000، ارزش ترکیبی همه سهام حاضر در صنعت فناوری در بورس نزدک (Nasdaq)، بالاتر از تولید ناخالص داخلی اکثر کشورها بود.

4. شناسایی سود

در این مرحله، پول هوشمند و کسانی که پول‌های سنگین و رانت اطلاعاتی دارند، با توجه به علائم هشدار دهنده‌ای که از احتمال ترکیدن حباب دریافت می‌کند، شروع به فروش سهام و دارایی خود در اوج قیمتی کرده و پول خود را از بازار خارج می‌کنند و این شروع مرثیه‌ای برای روزهای سخت بازار و سرمایه‌گذاران خرد خواهد بود.

اما برآورد زمان دقیق ترکیدن یک حباب و سقوط یک بازار کار بسیار دشواریست. همانطور که اقتصاددان معروف جان مینارد کینز (John Maynard Keynes) می‌گوید، "بازارها می‌توانند بیش از آنچه که شما فکر می‌کنید غیرمنطقی باشند".

به عنوان مثال، در آگوست سال 2007، بانک فرانسوی BNP Paribas برداشت از سه صندوق سرمایه‌گذاری را با قرار گرفتن در معرض قابل توجهی از وام‌های فرعی ایالات متحده متوقف کرد، زیرا نمی‌توانست ارزش سهام آن‌ها را ارزیابی کند. پس از چندماه بازارهای سهام جهانی که به اوج خود رسیده بودند، به سقوط شدیدی دچار شدند.

با نگاهی به اتفاقی که افتاده است می‌توان دریافت که بانک پاریباس ایده درستی داشت و این اتفاق نسبتا جزئی که کسی به آن توجه نکرد، واقعا زنگ خطری برای فاجعه‌ای بود که گریبان افراد بسیار زیادی را گرفت.

5. وحشت

فقط یک اتفاق بسیار جزئی لازم است تا شاهد ترکیدن حباب یک بازار مالی باشیم. حتی پس از اتمام ریزش‌ها، این حباب نمی‌تواند به زودی به اندازه قبل باد کند. در مرحله وحشت، قیمت سهام روند معکوسی به خود می‌گیرند و با همان سرعتی که صعود کرده‌اند، کاهش می‌یابند. سرمایه‌گذاران و حتی بسیاری از سوداگران، با وجود حمایت‌های بی‌شمار از ارزش دارایی خود، اکنون حاضر به نقد کردن سهام خود به هر قیمتی هستند و همین عامل باعث غلبه عرضه بر تقاضا و به تبع آن کاهش شدید قیمت‌ها خواهد شد.

یکی از بارزترین نمونه‌های وحشت جهانی در بازارهای مالی، در اکتبر سال 2008 رخ داد. هفته‌ها پس از اعلام ورشکستگی "لمن برادرز" و تقریبا فروپاشی "فانی مانی"، "فردی مک" و "AIG"، سرمایه‌گذاران با وحشت زیادی شروع به فروش سهام خود کردند و شاخص S&P500 در آن ماه 17 درصد سقوط کرد که یکی از ضعیف‌ترین عملکردهای ماهانه این بورس به شمار می‌رود.

سقوط گلبرگ‌ها

تولی پمانیا (Tulipmania) اولین حباب بزرگ مالی را به زیبایی توصیف می کند: "در هلند قرن هفدهم، قیمت لاله‌ها بیش از حد افزایش یافت و سپس به همان سرعت گلبرگ‌های این گل سقوط کرد."

به هرحال وسوسه افزایش ثروت واقعیتی است که بر هیچکسی پنهان نیست و هرازچندگاهی فضایی برای رسیدن به این موفقیت بر سر مسیر افراد مختلف ایجاد می‌شود. نکته قابل توجه، افزایش آگاهی از تمامی جوانب این بازارها، معامله براساس تحلیل و جلوگیری از هیجان کاذب است که می‌تواند سپر محکمی در مقابل گرفتاری در دام این حباب‌ها باشد.

اخبار مرتبط
پیشنهاد سردبیر