بورسان - Bourseon

چرا بحران قره‌باغ بسیار خطرناک است؟

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • پسندیدن

بورسان : بحران قره‌باغ پتانسیل تاثیرگذاری ژرف بر برهم زدن توازن قوای منطقه‌ای را دارد. این جمله ماحصل تحلیل آرش رئیسی‌نژاد، نویسنده و استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» است. او این بحران را بسیار فراتر می‌بیند و معتقد است که تحولات در قره‌باغ ساختار تهدیدات علیه ایران را تغییر خواهد ‌داد.

این تحلیل را در ادامه بخوانید:

هرچند که من تحولات در قره‌باغ را در گستره‌ای وسیع‌تر می‌بینم. دگرگونی‌هایی که ساختار تهدیدات علیه ایران را تغییر خواهد ‌داد. در وضعیت کنونی، محور ایران-سوریه-حزب‌الله-گروه‌های‌عراقی توسط چهار حلقه منطقه‌ای محاصره شده است: «حلقه عبری-عربی» اسرائیل-امارات-بحرین، حلقه «اخوانی» ترکیه-قطر-پاکستان-طالبان، حلقه «پان‌تورکی-عبری» ترکیه-باکو-اسرائیل و حلقه عربی شورای همکاری خلیج‌فارس. به این حلقه‌ها می‌توان شبکه‌های بین‌المللی آمریکا-متحدین، روسی-متحدین و چینی-متحدین را هم افزود. از برخورد این چهار حلقه منطقه‌ای و سه شبکه بین‌المللی با محور ایران می‌توان به نقاط برخورد پیش‌رو در منطقه آسیای غربی بزرگ پی‌برد. «غزه-جولان-ادلب-کرکوک» مربع غربی-جنوبی را شکل‌می‌دهند و «قره‌باغ- بدخشان-پنجشیر-تفتان» مربع شرقی-شمالی را می‌سازند. برای نخستین‌بار، سه حلقه نخست منطقه‌ای در قره‌باغ به هم‌ رسیده‌اند. این امر می‌تواند به تصاعد ذاتی این بحران برای ایران در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بینجامد.

گذشته از این، نزدیک به دو سال است که ایران نگران اعتبار بازدارندگی، توان سیاست خارجی غیردولتی و ابهام استراتژیک خود است. ریشه هر سه مساله به ترور سپهبد سلیمانی در زمستان ۹۸ بازمی‌گردد. در نبود ژنرالی مجرب و مبتکر که فرماندهی پیوندهای ایران با گروه‌های نظامی-سیاسی منطقه را برعهده داشت و اعتبار بازدارندگی را با پاسخ‌هایی معتبر در زمان و مکان مبهم حفظ می‌کرد، برداشت داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی از ضعف ایران در این سه مساله بر توان دفاعی ایران سایه‌ای سنگین افکنده است. به این‌ مساله می‌توانید نفوذهای خرابکارانه تل‌آویو در ایران و همچنین سکوت تهران در میانه جنگ دوم قره‌باغ را بیفزایید. در چنین وضعیتی بود که باکو با اعتماد به نفس برآمده از همراهی سودمند با ترکیه و اسرائیل به تحریک ایران پرداخت؛ چراکه گمان‌می‌کرد سیاست سکوت ایران ادامه خواهد ‌یافت.

همچنین باید به این مساله اشاره کرد که فقدان شناخت تهران از قفقاز به برآمدن تهدیدات در مرزهای شمالی ایران انجامیده است؛ به‌گونه‌ای‌که درپیش‌گرفتن گزینه‌ای کم‌هزینه برای مهار تهدید دشوار شده است. در این میان یگانه راه، رزمایش نظامی برای نمایش توان دفاعی و تضمین پرداخت هزینه از سوی رقبا در صورت ضربه به ایران بود.

البته رزمایش توانست طرح محتمل ترکیه و باکو در تسخیر استان سیونیک ارمنستان را خنثی سازد. بر پایه این طرح بنا بود که ترکیه بتواند در گفت‌وگوهای دیپلماتیک با ارمنستان، به یک‌باره باکو با همراهی ترکیه و اسرائیل استان سیونیک را بگیرد و ارمنستان را در برابر عمل انجام شده قرار بدهند و سپس آن را مجبور به چشم‌پوشی از این استان در ازای حفظ قره‌باغ کوهستانی کنند. به هر حال این رزمایش توانست این توطئه را خنثی کند. هم‌اینکه محور باکو-ترکیه مجبور شد تا دگربار رزمایشی این‌بار با حضور گرجستان به جای پاکستان تکرار ‌کند که نشان از تاثیرگذاری رزمایش ایران در بازسازی تصویر بازدارندگی این کشور بوده است.

هنر جنگ دسترسی به پیروزی بدون جنگیدن است؛ رزمایش اخیر چنین چیزی را به ما نشان می‌دهد. به یاد داشته ‌باشید که زمانی برای پایان رزمایش ایران هنوز اعلان نشده است که خود پالسی برای رقبای ترکی-عبری در مرزهای شمالی ایران خواهدبود. کوتاه اینکه، عدم شناسایی و تحلیل این روندهای نوین و ناتوانی در تدوین استراتژی‌های کارآ باعث می‌شود تا رخدادهای لحظه‌ای در قفقاز برای منافع سیاسی-نظامی-اقتصادی-فرهنگی کشور خطر ایجاد ‌‌کند و حوزه بازیگری و نفوذ ایران را در پیرامون آشوبناک و بی‌ثبات خود محدودسازد و کشور را محاصره‌ کند. به بیان دیگر، بازی بد به محاصره‌شدگی و تغییر در توازن قوای منطقه می‌انجامد.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر