فراز و نشیب‌های احیای برجام در گفت‌وگو با علی واعظ‌

معامله بر سر ایران در وین؟ / بخت احیای برجام چقدر است؟

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 4 پسندیدن
بخت احیای برجام در وضعیت فعلی بیشتر از ۲۵ درصد نیست؛ زمان روبه‌پایان است و هم‌چنان اختلاف‌ها پابرجاست‌ اما در بسته نیست؛ به‌هرحال ۲۵ درصد از احتمال صفر بیشتر است و همان‌طور‌که ۲۵ درصد در احتمال حمله نظامی بسیار زیاد است، برای احتمال گشایش دیپلماتیک هم کم نیست.

علیرضا مستوفی در شرق نوشت: سرنوشت مذاکرات وین برای احیای برجام این روزها یکی از مهم‌ترین سوژه‌های دیپلماسی ایران است. نقش سازنده گروه بین‌المللی بحران در به‌نتیجه‌رسیدن مذاکرات هسته‌ای بر کسی پوشیده نیست و علی واعظ، مدیر پروژه ایران در این گروه است. آقای واعظ در هشت سال گذشته از نزدیک پرونده مذاکرات هسته‌ای ایران را دنبال کرده و مقالات و گفت‌وگوهای متعددی از او درباره پرونده هسته‌ای ایران منتشر شده است. با او درباره شرایط فعلی مذاکرات در وین و برنامه آمریکا در قبال احیای برجام به گفت‌وگو نشستیم. خلاصه‌ای از این گفت‌وگوی مفصل را در ادامه می‌خوانید:

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران

ایران به دنبال مذاکره مستقیم با آمریکاست؟

در طول رهبری مقام رهبری چندین‌بار در موارد مختلف، مذاکره‌هایی با آمریکا انجام شده است، چه در چارچوب دوجانبه، چه در چارچوب چندجانبه. در واقع رهبری هم قبلا در موارد دیگر به این نکته اشاره کرده‌اند که گفت‌وگو با آمریکا بر اساس منافع ایران و در شرایط خاص امکان‌پذیر است. اگر خاطرتان باشد، پیش از شروع مذاکرات برجام هم ایشان صحبتی مبنی بر «نرمش قهرمانانه» کرده بودند؛ من صحبت اخیر ایشان را هم در همین راستا می‌بینم؛ یعنی تصورم این نیست که دری را گشوده باشند که قبلا گشوده نشده نباشد؛ به‌ هر حال به نظر می‌آید در موضع فعلی ایران، مذاکره مستقیم با آمریکا ممکن نیست. مهم‌‌تر آنکه در سخنرانی رهبری به برجام و مذاکرات هسته‌ای هیچ اشاره‌ای نشد. به هر روی، من سخنرانی ایشان را سیگنالی برای مذاکره مستقیم با آمریکا تلقی نمی‌کنم.

معامله بر سر ایران در وین؟

***تا این لحظه شواهدی ندیده‌ایم که میان قدرت‌های بزرگ معامله‌ای بر سر ایران شکل گرفته باشد، به این معنا که هنوز نه مشکل اوکراین حل شده است، نه رقابت‌های میان آمریکا و چین رو به ‌کاهش است؛ بنابراین به نظر می‌رسد در سطح راهبردی رابطه میان منافع آمریکا در احیای برجام از سویی و از سوی دیگر میان منافع روسیه و چین در رقابت‌های ژئواستراتژیک‌شان با آمریکا هنوز به نوعی ردوبدل تاکتیکی نرسیده است؛ از‌این‌رو به گمان من تا به ‌حال درباره فداشدن منافع ایران یا اینکه چین و روسیه یا سه کشور اروپایی از کارت ایران برای منافع ژئواستراتژیک دیگری استفاده کرده باشند، شواهدی دیده نشده است. به‌طور قطع می‌توان گفت در مذاکره غیرمستقیم این کشورها منافع خودشان را در پیام‌های‌شان مدنظر قرار می‌دهند؛ بنابراین ممکن است پیام‌ها به‌طور دقیق به طرف‌ها منعکس نشود و در واقع طعم این پیام‌ها با چاشنی منافع این کشورها همراه باشد و آنان سعی کنند از آب گل‌آلود حاصل از وضعیت فعلی نهایت استفاده را ببرند.

چرا عربستان در برابر ایران نرم شد؟

***موضع عربستان در سال ۲۰۲۲ با موضعش در سال ۲۰۱۵، یعنی زمان نهایی‌شدن برجام، به‌‌صورت اساسی متفاوت است. در آن زمان عربستان نگران بود توافق هسته‌ای به قوی‌ترشدن رقیب منطقه‌ای‌اش، ایران، بینجامد و در نتیجه توافقی که عملا زنجیرهای تحریم را از پای ایران باز کند، ایران برای توسعه نفوذش در منطقه قدرت بیشتری پیدا کند. تجربه دوره ترامپ به عربستان دو درس مهم داد؛ اول اینکه آمریکا به‌ اندازه گذشته برای تضمین منافع امنیتی عربستان قابل ‌اعتماد نیست و دوم اینکه واکنش ایرانی که تحت ‌فشار بیش‌ از حد باشد، هزینه سهمگینی بر دوش عربستان هم خواهد گذاشت. امروز این دو درس عربستان را واداشته است که به‌ اندازه گذشته با برجام دشمنی نکند؛ البته این گفته به‌ این معنا هم نیست که عربستان خواهان بهبود چشمگیر روابط ایران و غرب است یا غرب از مقابله با اقدام‌های منطقه‌ای و موشکی ایران دست برداشته، اما قطعا به‌ این معناست که مخالفت عربستان با برجام به‌شدت کاهش پیدا کرده است. همین موضوع در مورد امارات متحده عربی هم صادق است. به گمان من، نباید حضور دیپلمات‌های عربستانی در وین را به شکل مبالغه‌آمیز تفسیر کرد؛ به‌ این علت که اصولا دولت آمریکا در تمامی مذاکرات چند سال اخیر، حتی در مذاکرات برجام، متحدان منطقه‌ای‌اش را در حد لازم در جریان مذاکرات قرار داده است. حضور هیئت‌هایی از این کشورها در وین هم صرفا به‌ این دلیل است که در جریان آخرین تحولات باشند و بتوانند سیاست‌های خودشان را بر اساس آن ترسیم کنند، نه اینکه بر روند مذاکرات تأثیر بگذارند.

چالش ریتم تند پیشرفت‌های هسته‌ای در برابر سرعت دیپلماسی

***واقعیت این است که مذاکرات روبه‌جلو است و پیشرفت‌هایی هم انجام شده، ولی هنوز روند پیشرفت بسیار کند است؛ حتی در مقایسه با اشاره‌های آقای باقری، لحن تیم‌های مذاکره‌کننده غربی بسیار محتاطانه‌تر و حتی بدبینانه‌تر است. بااین‌حال واقعیت این است که فشار اصلی بر بازه زمانی فعلی به‌ علت پیشرفت‌های سریع برنامه هسته‌ای ایران است؛ تا زمانی هم که ساعت پیشرفت‌های هسته‌ای ایران از ساعت دیپلماسی سریع‌تر حرکت کند، شرایط به وضعیت بحرانی نزدیک‌تر خواهد شد، حتی اگر در مذاکرات پیشرفت‌هایی انجام شود.

چرا کره جنوبی به وین رفت؟

***درباره حضور مقام‌‌های کره‌جنوبی هم باید بگویم با توجه به اینکه بزرگ‌ترین سرمایه مسدودشده ایران در خارج از کشور در چین و کره‌جنوبی وجود دارد و از آنجا که کره‌جنوبی تحت فشار شدید هم‌زمان آمریکا و ایران است، این وضعیت به این انجامیده که مقام‌های این کشور به روند این مذاکرات حساس باشند و بخواهند در جریان آخرین جزئیات قرار بگیرند؛ همچنین به این انجامیده است که آنان بخواهند برای بازپرداخت اموال ایران به این کشور راهکارهایی پیدا کنند. اما این وضعیت به‌ این معنا نیست که کره به مذاکرات ۱+۵ با ایران پیوسته است یا اینکه نقش یک طرف مذاکره‌کننده را بازی می‌کند.

تاکنون توافق موقت در وین مطرح نشده است

***بحث توافق موقت تابه‌حال در مذاکره‌ها مطرح نشده است؛ زیرا فقط زمانی این بحث مطرح می‌شود که یکی از طرف‌ها یا هر دو طرف به این نتیجه برسند که واقعا احیای برجام موضوعیت ندارد یا در بازه زمانی مدنظر ممکن نیست؛ درنتیجه به‌دنبال راه‌حل جایگزین باشند تا از ورود به چرخه تقابلی خطرناک جلوگیری کنند؛ در غیر این صورت بعید می‌دانم در حال حاضر در‌این‌باره بحثی شده باشد. همچنان تلاش‌ها به رفع اختلافات باقی‌مانده و بستن پرانتز‌های باز معطوف است، ولی گمان می‌کنم اگر تا پایان ژانویه سرعت روند دیپلماسی بیشتر نشود، به‌طور قطع آمریکا بحث توافق موقت را روی میز بگذارد.

مذاکرات سرعت نگیرد توافق موقت مطرح می‌شود

***پلن بی همین توافق موقت است؛ زیرا با توجه اینکه هر دو طرف عملا در گفته‌های‌ خود نشان داده‌اند که خواهان توافق بیشتر در مقابل بیشترند، یعنی هم آمریکا به‌دنبال توافق طولانی‌تر و مستحکم‌تر است و هم ایران به‌دنبال توافقی است که در آن رفع تحریم‌ها به‌شکلی مؤثر صورت گیرد و توافق هم تضمین‌هایی را شامل باشد، کاملا منطقی است که هر دو طرف بخواهند مذاکره را ادامه دهند تا به توافقی بهتر در مقابل بهتر برسند؛ کمااینکه این خواسته‌ها در چارچوب برجام ممکن نیست. بااین‌حال در شرایطی که غرب بخواهد تحریم‌های جدیدی برای ایران وضع کند یا از مکانیسم ماشه برای بازگردان تحریم‌های سازمان‌ملل علیه ایران استفاده کند و ایران نیز همچنان برنامه هسته‌ای را با سرعت زیاد پیش ببرد و به آستانه تسلیحات هسته‌ای نزدیک شود،‌ شرایط برای یک درگیری نظامی بسیار مهیاتر خواهد بود تا رسیدن به راه‌حلی دیپلماتیک. به‌همین دلیل و با توجه به اینکه رسیدن به توافق بیشتر در مقابل بیشتر زمان‌بر خواهد بود، تنها گزینه‌ای که می‌تواند جلوی بدترشدن شرایط را بگیرد، توافق موقت است؛ به ‌این صورت که در آن اندکی از فشار تحریم‌ها کاسته و در مقابل، اندکی از سرعت برنامه هسته‌ای کم شود و در نتیجه زمان و فضای بیشتری برای مذاکره بر سر توافق جایگزین برجام به وجود بیاید.

موضوعات محل اختلاف در وین

***به‌هرحال من از جزئیات متن مطلع نیستم، ولی مسئله‌های حل‌نشده در تابستان گذشته کمابیش مشخص بوده است؛ از طرف ایران بحث‌ درباره تضمین‌ها،‌ راستی‌آزمایی، رفع تحریم‌های تسلیحاتی، رفع تحریم‌های افراد مشخص و مؤسسات ایرانی و همین‌طور بحث پرداخت خسارت مطرح بوده است؛ آمریکا این موارد را هم متناقض با برجام می‌داند و این موضوع‌ها را باز گذاشته است. از طرف غرب هم راهکارهایی برای سانتریفیوژهای پیشرفته و همین‌طور ترتیب اقدام‌ها مطرح بوده است. اینها مجموعه مسائل باقی‌مانده بوده است. به‌ نظر می‌رسد ایران در حال حاضر برخی از مسائلی را اضافه کرده است که قبلا تیم پیشین در مذاکرات به این نتیجه رسیده بود در چارچوب برجام نمی‌گنجند؛ رفع همه تحریم‌ها، فارغ از اینکه تحریم هسته‌ای محسوب می‌شوند یا نه، همچنین دسترسی بهتر به نظام بانکی بین‌المللی از طریق برداشتن بعضی از محدودیت‌هایی که ایران به‌ علت دسترسی‌نداشتن به دلار با آنها مواجه است ازجمله آن موارد است. طبیعتا بحث تبادلات ارزی و دسترسی به یوترن ترنزکشن هم مطرح است که اجازه می‌دهد ایران از طریق بانک‌های ثالث به سیستم مالی دلاری دسترسی داشته باشد. دیگر پرانتز باز باقی‌مانده از طرف آمریکا که ایران با آن مخالف است، تعهد ادامه مذاکرات بعد از احیای برجام برای رسیدن به توافقی بهتر در مقابل بهتر است. همچنان این مسائل مطرح است و لازمه حل آنها نشان‌دادن انعطاف بیشتر از هر دو طرف در مورد مسائل جزئی و تکنیکی است.

آخرین فرصت حفظ برجام تا چند هفته آینده

***در این میان به‌ گمان من، اگر ایران و آمریکا می‌خواهند در چند هفته آینده، یعنی واقعا آخرین فرصت برای حفظ برجام، این توافق را احیا کنند، قبول دو واقعیت از طرف هر دو‌ واجب است؛ اول، آمریکا به‌عنوان کشور مسئول وضعیت فعلی، باید بپذیرد که لازم است در زمینه رفع تحریم‌ها، در مقایسه با گذشته، با گشاده‌دستی بیشتر و به‌صورتی فعالانه‌تر عمل کند تا واقعا مردم ایران بتوانند از موهبت‌های رفع تحریم بهره ببرند؛ ایران هم باید بپذیرد برخی از خواسته‌های رفع تحریمی ایران صرفا در چارچوب توافقی جایگزین ممکن است؛ اگر هم تیم جدید هسته‌ای ایران که جزء منتقدان برجام بوده‌اند واقعا این توافق را نمی‌پسندند و به‌دنبال توافقی جایگزین هستند، پذیرش این امر ضروری است که بهترین پلتفرم برای اینکه روی آن بتوانند توافق بهتری بسازند همین برجام است؛ در واقع بر ویرانه برجام نمی‌توان برجام ۲ بنا کرد که منافع ایران را بیشتر تأمین ‌کند.

ایران به اسم برجام حساسیت دارد

***منظور من توافق برجام۲ است؛ البته اسم آن هم می‌تواند متفاوت باشد؛ چون به‌ نظر می‌رسد تیم مذاکره‌کننده جدید ایران حتی به اسم برجام هم حساسیت دارد و آن را «توافق سال ۲۰۱۵» می‌نامد، ولی مشکل اصلی این است که رسیدن به توافق جایگزین زمان‌بر خواهد بود؛ به‌همین دلیل، احیای برجام، به‌همان شکل قبلی، بهترین راه برای رسیدن به توافقی جایگزین است.

بایدن چاره‌ای جز بازگشت به برجام ندارد

***در وضعیت فعلی دولت بایدن به‌هیچ وجه این امکان سیاسی را ندارد که اولا به توافق نرسد و همین‌طور در وضعیتی باشد که در مقابل پیشرفت‌های سریع برنامه هسته‌ای ایران هیچ اقدامی نکند، ثانیا به توافقی برسد که به بازبینی مجدد کنگره نیاز داشته باشد؛ از این منظر برای دولت بایدن هم مناسب‌ترین گزینه احیای برجام و سپس ادامه مذاکرات برای رسیدن به برجام ۲ پیش از ترک کاخ سفید است.

راستی‌آزمایی احیای برجام ممکن است؟

***راستی‌آزمایی امر ساده‌ای نیست؛ زیرا برخلاف تعهدات ایران که برایش مرجعی بین‌المللی، یعنی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، وجود دارد و آن مرجع می‌تواند کاملا راستی‌آزمایی کند، درباره رفع تحریم‌ها چنین مرجعی وجود ندارد. حتی معیار مشخصی برای سنجش میزان مؤثربودن رفع تحریم‌ها هم وجود ندارد؛ مثلا درباره تحریم‌های نفتی اگر منظور از راستی‌آزمایی پذیرش این امر باشد که ایران بتواند نفت را بدون مانع صادر کند و عوایدش را به کشور بازگرداند، مسلما عملی است؛ ولی اگر شما آستانه مشخصی را تعیین کنید، همان‌طورکه در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس پیشنهاد شده است که ایران روزانه ۲.۵ میلیون بشکه نفت بفروشد، باید گفت بازپس‌‌‌گیری سهم ایران در بازار بین‌المللی نفت به شرایط عرضه ‌و تقاضا و همین‌طور وضعیت بازار بین‌المللی نفت وابسته است. ممکن است ایران نتواند به‌راحتی سهم خود را به دست بیاورد، اما این امر از تحریم نشئت نمی‌گیرد، بلکه به معادلات داخلی بازار بین‌المللی نفت بازمی‌گردد. یا مثلا در زمینه تحریم‌های بانکی ممکن است بتوان موانعی مربوط به تحریم را از میان برد، اما برای رفع موانع مربوط به اف‌ای‌تی‌اف چند ماه زمان نیاز است تا شرایط مبادلات بانکی ایران با جهان عادی شود؛ بنابراین باید درباره راستی‌آزمایی توقعی واقع‌بینانه داشت.

ریش‌ و قیچی دست ایران است

***می‌دانیم حتی اگر امروز هم تحریم‌ها لغو شود، ایران با اف‌ای‌تی‌اف مشکل خواهد داشت و وقتی ایران عضو اف‌ای‌تی‌اف نشود یا از فهرست سیاه این نهاد بیرون نیاید، نمی‌تواند هیچ عملیات بانکی‌ای انجام دهد. امروز عضوهای مؤثر و تصمیم‌گیر اف‌ای‌تی‌اف در حال مذاکره با ایران هستند. از منظر شما، به‌عنوان عضو گروه بحران که به‌دنبال توافقی پایدار هستید، آیا این امکان وجود دارد که ایران در مذاکرات برای حل این موضوع هم فشار بیاورد؟ به‌هرحال اگر توافق هسته‌ای انجام شود و ایران به‌دنبال حل مسئله اف‌ای‌تی‌اف برود، در آن زمان قدرت سیاسی چندانی برای چانه‌زنی نخواهد داشت و این امر می‌تواند وضعیت را پیچیده‌تر کند؛ به‌ این صورت که ما از فهرست سیاه این نهاد خارج نشویم و باز خروج ایران از این فهرست به برآورده‌کردن بعضی از خواسته‌ها منوط شود. این هم جزء شرایطی است که در آن ریش‌ و قیچی‌ هر دو دست ایران است.

چین موافق توافق هسته‌ای است

***مسئله چین به ‌این صورت است که آمریکا به‌هیچ‌وجه قصد خروج از خاورمیانه را ندارد. این قسمت از دنیا و این جغرافیا در رقابت آمریکا با چین اهمیت زیادی برای این کشور دارد. بنابراین آمریکا نه از نظر نظامی و نه از نظر سیاسی، قصد ندارد خاورمیانه را ترک کند. هدف آمریکا این است که وزنی را که خاورمیانه در سیاست ‌خارجی‌اش دارد، به حد معقول برساند و در نتیجه بتواند تمرکزش را روی رقابت با کشورهای قدرتمندی مانند چین و روسیه بگذارد و از نقش پررنگی فاصله بگیرد که خاورمیانه در دو دهه گذشته در سیاستش داشته است. جالب است که چین در این زمینه به نوعی سردرگمی دچار است؛ از یک سو اگر مسئله برجام حل نشود و کار میان ایران و آمریکا به درگیری نظامی برسد، اگرچه بخشی از انرژی آمریکا به این موضوع معطوف خواهد شد، بی‌ثباتی در خاورمیانه هم به‌شدت منافع چین را به خطر خواهد انداخت؛ به‌ویژه در وضعیتی که اقتصاد چین بعد از همه‌گیری کرونا به ثبات قیمت‌های نفت و گاز و نرخ پایین آن بستگی دارد؛ بنابراین چین میان این دو خواسته گیر کرده است؛ یعنی اینکه از سویی مایل نیست آمریکا از خاورمیانه تمرکزش را به شرق آسیا معطوف کند و از سوی دیگر اینکه تمایل ندارد خاورمیانه به تنش‌های بیشتر دچار شود؛ به‌همین‌دلیل نهایتا با توجه به خطرهای دیگری که ازمیان‌رفتن برجام برای چین در بر دارد، از‌ جمله امکان ایجاد مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه، همچنان احیای برجام جزء اولویت‌های چین است، حتی اگر به‌ معنای امکان بیشتر تمرکز آمریکا بر چین باشد.

چالش اصلی اسرائیل درباره احیای برجام

***بزرگ‌ترین نگرانی اسرائیل غنی‌سازی اورانیوم نیست؛‌ بلکه غنی‌سازی ایران است؛ یعنی نگران است که مبادا رفع تحریم‌ها وضعیتی را فراهم کند که در زمان بسته‌شدن پنجره‌های غروب برجام در چند سال آینده، ایران از نظر اقتصادی قوی شود و نیروی نظامی آن هم از طریق منابع سرشار مسدودشده فعلی ایران در خارج از کشور به تسلیحات نظامی پیشرفته چینی و روسی مجهز شود و عملا در زمان کم‌شدن محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران، ایران بسیار قوی‌تری در مقابل اسرائیل قرار بگیرد. در آن زمان گزینه‌هایی که اکنون برای اسرائیل وجود دارد، وجود نخواهد داشت، هم از نظر خراب‌کاری و هم از نظر تضعیف ایران و هم از نظر حمله این کشور؛ بنابراین همچنان اسرائیل مخالف برجام است. بااین‌همه چون نتوانسته است تاکنون راهکار جایگزین واقع‌بینانه‌ای ارائه دهد، این قدرت را ندارد که از احیای برجام جلوگیری کند و همین‌طور نمی‌تواند در کار آمریکا سنگ‌اندازی کند؛‌ به‌ویژه به‌ این علت که هماهنگی فعلی دولت بنت و دولت آقای بایدن به‌مراتب از آن زمان بیشتر است که نتانیاهو بر سر قدرت بود.

بخت احیای برجام تنها ۲۵ درصد است

***می‌توان تخمینی داد در‌این‌باره که بخت احیای برجام چقدر است. فکر می‌کنم در وضعیت فعلی این بخت بیشتر از ۲۵ درصد نیست؛ چون همان‌طور‌که عرض کردم زمان روبه‌پایان است و هم‌چنان اختلاف‌ها پابرجاست‌ اما همان‌طور‌که عرض کردم، در بسته نیست؛ به‌هرحال ۲۵ درصد از احتمال صفر بیشتر است و همان‌طور‌که ۲۵ درصد در احتمال حمله نظامی بسیار زیاد است، برای احتمال گشایش دیپلماتیک هم کم نیست.

چرا «راز سر به مهر» رد شد؟

***شیوه کارگروه بحران در همه بحران‌ها یکی است. این سازمان بر بیش از 50 نقطه جهان تمرکز می‌کند. این گروه در تمامی موارد از مواضع تمامی طرف‌ها درک عمیقی به دست می‌آورد و سپس براساس تخصص داخلی سازمان که کارشناسان سازمان و اعضای هیئت‌مدیره آن را دربر می‌گیرد که اغلب مقام‌های بلندمرتبه جهان هستند، راهکارهایی را پیشنهاد می‌کند که اجرائی هم باشند. در گذشته اعضای تیم آقای ظریف به‌صورت عمومی هر‌گونه نقش گروه بحران در برجام را رد کرده بودند و مخالفان برجام و منتقدان ظریف هم نقش گروه بحران را بسیار پررنگ‌تر از آنچه بود، نشان داده بودند؛ یعنی هر دو طرف سعی کرده بودند در جهت منافع‌شان از نقشی که گروه بحران بازی کرده بود سوءتعبیر کنند.

***اگر شما به متن برجام نگاه کنید، رگه‌هایی از پیشنهادهای گروه بحران را در برخی موارد مشاهده خواهید کرد، ولی به‌ گمان من، در بسیاری موارد هم می‌توانید ببینید که مذاکره‌کنندگان نظرهای گروه بحران را در نظر نگرفته‌اند. علت آنکه بحث کتاب جواد ظریف را رد کردم، آن بود که ما هرگز از طرف ایران پیش‌نویسی دریافت نکردیم و همان‌طور‌که گفتم، نظرهای ایران را درباره پیشنهادهای خودمان دریافت کردیم. به‌هرحال شواهد و اسناد این موارد در ایمیل‌های ردوبدل‌شده وجود دارد. شما می‌بینید که حتی در گفت‌وگوهای میان سازمان و آقای ظریف ایشان در بسیاری از موارد منتقد پیشنهادها و گزینه‌های گروه بحران بودند، همان‌طور‌که در بسیاری از موارد طرف‌های دیگر هم منتقد گروه بحران بودند؛ این امر اثبات می‌کند که موضع اتخاذی گروه بحران موضع میانی بوده و گروه بحران به‌دنبال تأمین نظر طرف خاصی نبوده است.

***اشکال دیگر مطلب مطرح‌شده در کتاب «راز سربه‌مهر» این است که اگر گروه بحران بخواهد برای نظرهای یک طرف لابی‌گری کند، به‌طور‌کلی اعتبار خودش را از دست خواهد داد و نمی‌تواند به‌عنوان سازمانی بی‌طرف، محل مشورت دولت‌ها و البته سازمان‌ ملل قرار بگیرد. برای اینکه موضعم بسیار واضح باشد، عرض می‌کنم من هم‌چنان برجام را بهترین توافق ممکن در سال ۲۰۱۵ می‌دانم، هم‌چنان برجام را یگانه راهکار کم‌هزینه برای ایران و آمریکا در وضعیت فعلی می‌دانم،‌ آقای جواد ظریف را دیپلماتی متبحر و زبردست می‌دانم و در زمینه برجام هم باید عرض کنم نقش گروه ما ارائه ایده‌های مختلف به طرف‌ها بوده که بخشی از آنها مدنظر قرار گرفته است، همان‌طور‌که گروه‌های غیردولتی دیگری هم این نقش را بازی کرده و در رسیدن به توافق به طرف‌ها کمک کرده‌اند؛ بنابراین دیدگاه‌های صفروصدی درباره نقش ما در حل بحران به‌ علت استفاده سیاسی طرف‌های مختلف دعوا در ایران است. آنان سعی می‌کنند منافع خود را از این طریق تأمین کنند. ولی با‌این‌حال بهترین روش برای راستی‌آزمایی این است که پیش‌نویس آقای ظریف که با خانم اشتون دادند را در کنار پیشنهاد‌های گروه بحران بگذاریم و مقایسه کنیم.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر