بورسان - Bourseon

آمریکا چقدر تسلیحات به کشورهای حوزه خلیج فارس فروخته است؟

تهدید نفوذ چین در خلیج فارس برای ایران

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • پسندیدن

بورسان: تحولات اخیر منطقه نشان می‌دهد که روابط سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، اهمیتی روزافزون یافته است. از اخبار مربوط به مذاکرات ایران و عربستان با میانجی‌گری عراق گرفته تا انتخابات عراق و همچنین روابط تجاری ایران و امارات به‌عنوان دومین شریک تجاری ایران که اکنون جدی‌ترین روابط را با اسرائیل در پیش گرفته که می‌تواند زنگ خطری برای ایران باشد. در این گزارش به موضوع نفوذ امنیتی و تسلیحاتی آمریکا و چین در کشورهای عربی منطقه می‌پردازیم که می‌تواند به‌عنوان چالشی برای ایران مطرح باشد.

براساس گزارش اتاق ایران، یکی از نگرانی‌های کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس، کاهش تمرکز آمریکا بر غرب آسیاست. آمریکا پس از یک دوره سیاست مداخله مستقیم در تحولات غرب آسیا، اکنون و به تدریج در حال حرکت به سمت یا رهبري غیرمستقیم است.

آمریکا همواره منبع تولید امنیت براي کشورهاي عربی حوزه جنوبی خلیج فارس بوده است. این دولت‌ها در سال‌هاي پس از تشکیل، امنیت را از خارج منطقه و به‌ویژه آمریکا خریداري کرده‌اند. هم‌اکنون حدود 38 هزار نیروي آمریکایی در پایگاه‌هایی در عربستان، کویت، امارات، قطر و بحرین حضور دارند. براساس آمارها و در فاصله سال‌هاي 2016 تا 2020 میلادي، عربستان بزرگترین خریدار تسلیحات آمریکا بوده و 24 درصد از کل تسلیحاتی را که آمریکا فروخته، عربستان‌ خریده است. به‌صورت کلی آمریکا 79 درصد تسلیحات عربستان را در این دوره تأمین کرده است. در سال 2020. همچنین واردات عربستان با صرف هزینه ۵۷.۵ میلیارد دلار، ششمین کشور جهان از لحاظ هزینه‌هاي نظامی بوده است.

اعزام نیروهای آمریکایی به عربستان

تسلیحات ازسوي دولت‌هاي خاورمیانه در سال‌هاي 2016 تا 2020 ، حدود 25 درصد بیشتر از دوره 2011 تا 2016 بوده و از 10 کشور نخست واردکننده تسلیحات در دنیا طی چهار سال منتهی به 2020، سه دولت یعنی عربستان، قطر و امارات در خلیج فارس بوده‌اند. واردات تسلیحات از سوي قطر در سال‌هاي 2016 تا 2020 هم نسبت به 5 سال پیش از آن، 361 درصد افزایش داشته است. به‌صورت کلی، هزینه‌هاي نظامی در خلیج فارس، بخش قابل توجهی از GDP کشورها را تشکیل می‌دهد که بیشترین آنها عبارتند از عمان، عربستان و کویت به ترتیب با 11 ،۸.۴ و ۶.۵ درصد.

بنابراین وابستگی تسلیحاتی و امنیتی دولت‌هاي خلیج فارس به آمریکا، مسئله پنهانی نیست و به همین دلیل هرگونه رفتار متناقض یا متفاوت ازسوي واشنگتن، دولت‌هاي عربی خلیج فارس را با نگرانی روبه‌رو می‌کند. این رفتار البته گاهی به سیاست‌هاي ابهام‌آمیز آمریکا بازمی‌گردد و گاهی نیز ریشه در برداشت کلان دولت‌هاي عربی دارد. زیرا برداشت بازیگران منطقه‌اي از سیاست‌هاي آمریکا به‌عنوان یک قدرت جهانی و مهم‌ترین بازیگر فرامنطقه‌اي حائز اهمیت است. اگرچه ادراك دولت‌هاي عربی خلیج فارس نسبت به سیاست‌هاي منطقه‌اي آمریکا درحال تکوین محسوب می‌شود، اما نشانه‌هایی وجود دارد که حاکی از نوعی عدم قطعیت نسبت به تعهدات امنیتی آمریکا در قبال متحدان عرب است.

در چنین وضعیتی، دولت‌هاي عربی برقراري یا تقویت روابط با بازیگران فرامنطقه‌اي را به‌عنوان راهکاري براي جایگزینی فشار ناشی از کاهش تعهدات امنیتی آمریکا می‌دانند. به همین دلیل اعضاي شوراي همکاري نگاه راهبردي‌تري به رابطه با چین، روسیه، اسرائیل و حتی ترکیه دارند که این روند را می‌توان در تحولات سال‌هاي اخیر مشاهده کرد.

در این میان، اعلام آمریکا مبنی بر خروج نیروهاي رزمی از عراق تا پایان 2021 بر تردیدهاي عربستان افزوده و آنها را به تنوع‌بخشی در خرید تسلیحات سوق داد. این مسئله به‌ویژه پس از انتشار برخی اخبار مبنی بر خروج سامانه‌های پاتریوت و تاد از عربستان قوت گرفته است.

نفوذ چین در کشورهای عربی

براساس برخی اخبار، ریاض با همکاري پکن اقداماتی را براي احداث تأسیسات تولید کیک زرد در منطقه العلا در شمال غرب عربستان انجام داده است. با توجه به اینکه مسئله عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي، جزو اولویت‌هاي سیاست چین در غرب سیاست، این احتمال وجود دارد که چین از طریق همکاري با کشورهایی مانند قطر و امارات در بهره‌برداري از انرژي هسته‌اي، سیاست عدم اشاعه را پیش ببرد.

علاوه بر ابعاد نظامی- امنیتی، در وجوه اقتصادي نیز روابط میان اعضاي شوراي همکاري با چین رو به گسترش است. علاوه بر اهمیت نفت خلیج فارس براي چین، سرمایه‌گذاري این کشور در این منطقه نیز قابل توجه بوده است. چین در سال‌هاي اخیر به نخستین شریک تجاري کشورهاي شوراي همکاري خلیج فارس تبدیل شده است. براساس آمارها طی سال 2020 میلادي، چین با ۱۵.۸ درصد و اتحادیه اروپا با ۱۲.۳ درصد، به ترتیب اولین و دومین شرکاي تجاري شوراي همکاري خلیج فارس محسوب می‌شوند. همچنین در فاصله سال‌هاي 2005 تا 2019 بیشترین سرمایه‌گذاري چین در کشورهاي مِنا، متعلق به اعضاي شوراي همکاري بوده است. میزان سرمایه‌گذاري چین طی دوره مورد اشاره در عربستان ۳۷.۵میلیارد دلار، امارات ۳۲.۸، کویت ۱۰.۶ ، قطر ۷.۳ و عمان ۴.۵میلیارد دلار بوده است.

یکی از مسائل حائز اهمیت که ضرورت دارد از منظرهاي متفاوتی بررسی شود، تفاوتی است که در میزان تجارت خارجی چین با عربستان سعودي و امارات متحده عربی از یکسو و ایران ازسوي دیگر وجود دارد که در شکل زیر نشان داده شده است.

مقایسه تجارت چین با عربستان، امارات و ایران

ضعف روابط ایران و چین در قیاس با دو کشورها عربی

شکل بالا روابط تجاري چین با عربستان، امارات و ایران را نشان می‌دهد که به‌صورت محسوسی حاکی از جایگاه نه‌چندان قابل قبول ایران است. ایران با وجود موقعیت مهم ژئوپلتیک در منطقه و همچنین توانایی نقش‌آفرینی در پرونده‌هایی مانند سوریه، یمن، لبنان و عراق، نتوانسته این مزیت‌ها را به آورده ملموس اقتصادي تبدیل کند. البته بخشی از چرایی این پدیده به رویکرد چین نسبت به منطقه غرب آسیا بازمی‌گردد. چین هم‌اکنون در میان کشورهاي منطقه منا، با ایران، مصر، الجزایر، عربستان و امارات، سند همکاري راهبردي جامع امضا کرده که بالاترین سطح شراکت چین با کشورهاي منطقه محسوب می‌شود.

اما بخش مهمی از مسئله نیز به این بازمی‌گردد که اساساً ایران نتوانسته چارچوب همکاري مشترك بلندمدتی را با چینی‌ها به مرحله اجرا بگذارد. اگرچه اخیراً سند همکاري‌هاي جامع 25 ساله بین دو کشور به امضا رسید، اما اولاً با تأخیري حداقل از زمان آغاز انعقاد برجام محقق شد و همین تعلل باعث شد پکن نسبت به توازن جایگاه چین و غرب در سیاست خارجی ایران، دچار تردید و شاید بدبینی شود؛ ثانیاً سند همکاري‌هاي ایران و چین تا تبدیل شدن به توافقات اجرایی و روي زمین، فاصله قابل توجهی دارد و نیاز است بخش‌هاي میانی اقتصاد دولتی در ایران، همگام و همراه این توافق شوند که دشوار و زمانبر خواهد بود. بنابراین ایران اگر می‌خواهد در دوره کاهش مداخله آمریکا در روندهاي منطقه‌اي، جایگاه تأثیرگذاري داشته باشد، از هم‌اکنون باید روابط متقابل اقتصادي خود با قدرت‌هاي نوظهور مانند چین و هند را تقویت کند.

وضعیت جدید براي ایران حاوي فرصت‌ها و البته چالش‌هایی است. کاهش مداخله و مشارکت آمریکا در روندهاي منطقه خلیج فارس، به‌صورت کلی از موازنه قوایی که سال‌ها به ضرر ایران بوده، خواهد کاست و می‌تواند فرصت‌هاي جدیدي از همکاري تهران با پایتخت‌هاي عربی ایجاد کند. سیاست دولت آمریکا مبنی بر کاهش مداخله در معماري امنیتی برخی مناطق، می‌تواند فرصتی براي تهران باشد که دهه‌ها خواهان همکاري‌هاي منطقه‌اي بدون مداخله بازیگران فرامنطقه‌اي بوده است. از سوي دیگر خوانش بازیگران نوظهور در منطقه خلیج فارس مانند چین، هند و روسیه، نسبت به خوانش‌آمریکا ماهیت ضد ایرانی ندارد و ایران را نه به‌عنوان بخشی از مشکل، بلکه به‌عنوان بخشی از راه حل تعریف می‌کند.

نفوذ چین در خلیج فارس، معماي امنیتی محیط پیرامونی ایران را حل می‌کند؟

با این حال به نظر می‌رسد با کاهش مداخله آمریکا و افزایش نفوذ بازیگرانی چون چین و روسیه، معماي امنیتی در محیط پیرامونی ایران ازجمله در خلیج فارس لزوماً ساده‌تر نخواهد شد. سیاست خرید تسلیحاتی دولت‌هاي عربی خلیج فارس از طرف‌هایی غیر از آمریکا - مانند چین و روسیه- در صورت تقویت و گسترش، می‌تواند بر منافع مشتركشان بیفزاید و در رویکرد بلندمدت پکن و مسکو نسبت به سیاست‌هاي منطقه‌اي ایران اثرگذار باشد. همچنین به نظر می‌رسد نباید نسبت به احتمال تحقق سناریویی که طی آن قدرت‌هاي بزرگ در برخی مناطق ازجمله غرب آسیا و خلیج فارس به توافقاتی براي تعیین حوزه‌هاي نفوذ دست یابند، بی‌توجه بود. تجربه تاریخی چند سده اخیر نشان داده ایران در کشاکش بازي قدرت‌هاي بزرگ، عموماً نه‌تنها فرصت ایفاي نقش مؤثر نیافته، بلکه در اتخاذ سیاست خارجی متوازن نیز چندان موفق نبوده است.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر