تحلیل استاد اقتصاد دانشگاه برکلی از آینده قیمت‌ها در ایالات متحده

اقتصاد آمریکا چگونه ترامپ را بر سر کار آورد؟

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 2 پسندیدن
این روزها که تب‌وتاب سطح قیمت‌ها در آمریکا بالا گرفته، بسیاری اقتصاددانان به واکاوی ریشه‌های آن و ابراز نگرانی پیرامون آن پرداخته‌اند. برخی مقصر اصلی را سیاست‌های مالی دولت بایدن می‌دانند و برخی سیاست‌های پولی بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) را نادرست می‌شمارند. در این میان اما دیدگاه‌هایی در جهت مخالف هم وجود دارد که تورم فعلی را چندان جدی و پایدار نمی‌داند. پاول کروگمن و بردفورد دلانگ از جمله اقتصاددانان مطرحی هستند که حامی سیاست‌های بودجه‌ای بایدن‌ بوده‌اند و می‌گویند نباید چندان نگران تورم فعلی بود. در این گزارش دیدگاه دلانگ را بررسی می‌کنیم که با استناد به کاهش سطح دستمزد حقیقی و تحت کنترل بودن تورم انتظاری، فکر می‌کند احتمال ورود اقتصاد آمریکا به مارپیچ تورمی خطرناک وجود ندارد و این اشتباهی است که نباید دوبار تکرار کرد؛چرا که عدم حمایت از اقتصاد ممکن است ترامپ را بار دیگر سر کار آورد.

بورسان -مجتبی نظری: بردفورد دلانگ، استاد اقتصاد دانشگاه برکلی است که در دوران ریاست جمهوری کلینتون، نقش مهمی پیرامون مذاکرات حوزه بودجه و تجارت در وزارت خزانه‌داری داشته است. او در یادداشتی که دوشنبه گذشته در سایت Project Syndicate منتشر شده، می‌گوید افزایش تورم این روزها در ایالات متحده به احتمال زیاد یک پیامد ملایم و بی‌خطر دوران بهبود پس از همه‌گیری کرونا است.

بازار کار کم‌فشار!

دلانگ تحلیل خود را از بازار کار آغاز می‌کند. او می‌گوید در سه سال گذشته، رشد فناوری باعث رشد سالانه یک واحد درصدی دستمزدهای حقیقی (تعدیل‌شده دستمزد با تورم) بوده اما همچنان دستمزد حقیقی چهار درصد کمتر از سطحی است که با توجه به روند بنیادی رشد فناوری و سطح دستمزد حقیقی پیش از کرونا باید باشد. بنابراین نشانه‌ای از یک بازار کار «پرفشار» (به لحاظ دستمزدها و تقاضا) دیده نمی‌شود. در واقع درست است که رشد دستمزد بیشتر بوده اما همزمان تورم کالاهای مصرفی هم افزایش زیادی داشته. نویسنده معتقد است در یک اقتصاد پرفشار قاعدتاً نیروی کار حدی از توان چانه‌زنی جهت افزایش دستمزد همگام با تورم را دارد.

پس در مجموع این اقتصاددان نگرانی‌های افزایش قیمت در بازار کار را چندان موجه نمی‌داند؛ در واقع اگر وضعیت به گونه‌ای بود که حجم بسیار بالای پول در مقابل حجم کوچک کالا قرار داشت، تقاضای شدیدی برای نیروی کار شکل می‌گرفت و یک مارپیچ تورمی آغاز می‌شد. اما شواهد چنین موضوعی را نشان نمی‌دهند. برای نمونه، نسبت شاغلان به جمعیت کل، سه واحد درصد کمتر از مقداری است که تحت عنوان اشتغال کامل آمریکا در نظر گرفته می‌شود.

دیدگاه‌هایی که مقدمه ظهور ترامپ شدند

اما دلانگ به تعدادی از اقتصاددانانی که مورد احترامش هستند هم نقد جدی دارد. جیسون فورمن که سابقه ریاست شورای مشاوران اقتصادی باراک اوباما را دارد، معتقد است گناه اصلی بر دوش بسته ۱.۹ تریلیون دلاری بایدن است که به طرح کمک و بازیابی دوران کرونا مربوط بود. در واقع او می‌گوید در این زمینه شدت عمل زیادی به خرج داده شد که باعث شد همزمان که تولید رشد می‌کند قیمت‌ها هم رشد زیادی را تجربه کنند. همچنین لری سامرز که از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ وزیر خزانه‌داری آمریکا بوده است، گفته این ریسک وجود دارد که تورم به صورت مارپیچ‌وار از کنترل خارج شود. اقتصاددانان نگران این تورم همچنین معتقدند شرایط کرونایی ضربه زیادی به سمت عرضه زده است (ما در بورسان برخی از این دیدگاه‌ها را نیز پوشش داده‌ایم تورم آمریکا چگونه رکورد ۳۰ ساله را شکست؟ )، مثلاً از طریق بازنشستگی‌های زودهنگام.

نویسنده می‌گوید این دیدگاه‌ها در جریان بحران ۲۰۰۸ به سیاست‌هایی دامن زدند که ظهور ترامپ را رقم زد! در واقع مسئله این است که این دیدگاه‌ها در اوایل دهه ۲۰۱۰ سیاست دولت در محافظه‌کاری جهت کمک به اقتصاد را توجیه می‌کردند؛ این باعث شد مردم فکر کنند نخبگان سیاسی بیشتر از کارگران یقه آبی آمریکایی (کارگران یدی) به فکر مهاجران و اقلیت‌ها هستند و در نتیجه به سوی انتخاب ترامپ کشیده شدند. چرا که فرصت‌های اقتصادی این کارگران هرگز به سطح پیش از ۲۰۰۸ برنگشته بود.

آتش تورم انتظاری

بخشی از نگرانی‌ها از تورم فزاینده آمریکا این است که می‌تواند با افزایش تورم انتظاری مردم و بنگاه‌ها، یک روند افزایشی مستمر را رقم بزند و در نتیجه در همین ابتدای کار باید تورم را در نطفه خاموش کرد. اما بردفورد دلانگ می‌گوید از طرفی تورم هنوز اثری روی کالاهایی که قیمت‌های چسبنده دارند (قیمت‌هایشان دیر به دیر تغییر می‌کند) نداشته و از طرف دیگر تورم انتظاری مشابه نیمه اول دهه گذشته است. در کل وی باور دارد که هنوز نشانه‌ای نیست از این که تورم انتظاری با تورم هدف فدرال رزرو ناسازگار شده باشد.

به عنوان جمع‌بندی، دلانگ با استناد به مواردی مثل این که تورم انتظاری تحت کنترل است، بازار کار همچنان ضعیف است و خبری از تقاضای افزایش دستمزد حقیقی در آن نیست، بازارهای مالی نسبت به افزایش تورم بی‌تفاوت‌اند و یک انقباض مالی قابل توجه در راه است، نتیجه می‌گیرد که تورم پدیدآمده یک اثر موقت بازیابی پساکرونایی است. برای وی عجیب است که با توجه به این شرایط، کسی بزرگی بیش از حد برنامه کمک مالی بایدن را مقصر بداند و خواستار انقباض فوری پولی شود.

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر