یارانه احمدی‌نژاد باعث گرانی‌های اخیر شده است؟

  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • پسندیدن
آل اسحاق، اقتصاددان و وزیر اسبق بازرگانی در جدیدترین مصاحبه خود از یارانه احمدی نژادی انتقاد کرد و گریزی به سیاست‌های اقتصادی دولت هاشمی، خاتمی و روحانی نیز زد.

نجات اقتصاد ایران و جراحی‌های بزرگ اقتصادی همواره در دوران مبارزات انتخاباتی برای کسب کرسی ریاست جمهوری مطرح می‌شود. اما آنچه مسلم است؛ کاندیداهای انتخاباتی ییش از همه می‌دانند که اصلاح ساختار اقتصاد و یا همان نجات اقتصاد در یک بازه زمانی ۴ ساله امری سخت است.

دولت سیزدهم در حالی در چهارمین ماه فعالیت خود قرار دارد که هنوز مدل مشخصی برای تسهیل چالش‌های اقتصادی موجود ارائه نداده است و تیم اقتصادی دولت نیز مواضع هماهنگی را دنبال نمی‌کنند.

ایجاد «فدرال‌های اقتصادی» از جمله ایده هایست که مدتیست از سوی محسن رضایی و در قامت معاون اقتصادی دولت مطرح می‌شود. ایده‌ای که بارها در مبارزات انتخاباتی نیز بر آن مانور داده بود.

یحیی آل اسحاق، اقتصاددان و وزیر اسبق بازرگانی، معتقد است باید بخش خصوصی برای حل مشکلات وارد چرخه اقتصاد کشور شود. او معتقد است مدل دولت - ملت بهترین مدل اقتصادی است.

آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو با یحیی آل اسحاق؛ «سیاستمدار» و «اقتصاددان» است؛

بستر لازم برای واگذاری بخش مهمی از اقتصاد به مردم وجود دارد؟

برای پاسخ به این پرسش باید به سیر تاریخی اقتصاد در ایران، به خصوص پس از انقلاب انقلاب اسلامی در سال ۵۷ بپردازیم. از ابتدای انقلاب تا به امروز رویکردها و سیاست‌های مختلفی در قبال اقتصاد اتخاذ شده است و به جرأت می‌توان گفت که بیشتر تئوری‌های اقتصادی در ایران مورد آزمون قرار گرفته شده‌اند.

مدل اقتصاد جنگی در ایران موفق بود؟

یکی از مهم‌ترین تصمیمات اقتصادی در ایران در همان اوایل انقلاب اتخاذ شد و آن اقتصاد مبتنی بر جنگ بود. به این معنا که همانند تمام جهان؛ کشور در شرایط جنگی توان اقتصادی خود را معطوف به موفقیت در جبهه‌های جنگ کرده بود.
پس از اتمام جنگ شاهد بودیم که نوعی از تفکر اقتصاد دولتی بر کشور حاکم شد. در آن دوران بخش اعظمی از امور سیاستگذاری، اجرایی و حتی تصمیم‌گیری در حوزه اقتصاد توسط دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی انجام شد. سطح اشراف دولت بر اقتصاد در آن دوران تا حدی زیاد بود که ۸۰ درصد اقتصاد ایران ذیل دولت قرار داشت.
در دوران آقای هاشمی تلاش بر این بود که دولت در بخش‌های مختلف سرمایه‌گذاری کند، هرچند که همین امر در مقاطعی موجب ایجاد تورم در کشور شد.
پس از مدتی شاهد بودیم که رویکرد اقتصادی مدیریتی در ایران آغاز شد. این رویکرد مبتنی بر مدیریت کنترل شده اقتصاد و واگذاری بخش‌های بیشتری از آن به مردم بود.
رویکرد اقتصادی «مدیریتی» نیز همانند رویکردهای سابق مدت زمان زیادی اتخاذ نشد و کشور تصمیم گرفت با مدل اقتصادی که بانک جهانی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ارائه داده بود، کار خود را به پیش ببرد.
در دوران اصلاحات رویکرد اقتصادی کمی تغییر کرد و علاوه بر حفظ برخی سیاست‌های پیشین؛ شاهد بودیم که مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز به اندازه مسائل اقتصادی در کشور مهم شدند که این نگرش نیز در پایان دولت هشتم، به فراموشی سپرده شد.

با شروع دولت احمدی‌نژاد همه چیز تغییر کرد؟

دولت آقای احمدی‌نژاد به دنبال ایجاد اقتصاد «رفاه» بود. بر خلاف دوران سازندگی که دولت تلاش می‌کرد برای کشور علاوه بر سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف زیربنایی؛ درآمدزایی نیز کند، در دولت آقای احمدی‌نژاد تلاش شد تا دارایی‌های موجود به صورت عادلانه در اختیار کل جامعه و به خصوص اقشار آسیب‎‌پذیر قرار بگیرد.

دولت‌های نهم و دهم برای پیشبرد اهداف خود در ذیل تئوری اقتصاد رفاه، تلاش کمتری برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های اقتصادی از خود نشان دادند.

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، بیشتر تمرکز دولتمردان بر ایجاد یک اعتدال در امر اقتصاد بود. البته در همین دوران مسائل مختلف از لحاظ بین‌المللی نیز رخ داد که اقتصاد ایران نیز متاثر از آنها بود.

دولت آقای روحانی تلاش کرد مشکلات داخلی اقتصاد را از مسیر حل مسائل بین‌المللی رفع کند و بیشتر تمرکز خود را نیز به این امر معطوف کرد.

دولت رئیسی نیز نسخه جدیدی برای اقتصاد ایران ارائه خواهد کرد؟

باید توجه داشت که دولت فعلی در سه حوزه اقتصاد، روابط بین‌المللی و موضوعات اجتماعی داخل کشور؛ لازم است نقشه راه مشخص خود را اعلام و اعمال کند.
زمانی می‌توان در خصوص آینده طرح آقای محسن رضایی در دولت جدید صحبت کرد که پس از استقرار دولت در خصوص نوع مواجهه آنها با وجوه مختلف اقتصادی صبحت و برنامه مشخص ارائه شده باشد و یا اینکه؛ دولت فعلی اعلام کند که قرار است بر اساس کدامیک از مدل‌های اجرایی شده در گذشته قرار است کار خود را به پیش ببرد.

واقعیت امر این است که هم اکنون نمی‌توان تصویر روشنی از آینده طرح آقای رضایی برای اقتصاد ایران ارائه داد.

باید منتظر آزمون و خطای یک طرح جدید در دولت رئیسی باشیم؟

در چهل سال اخیر کشور هزینه‌های بسیار زیادی را در بخش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... داده است که همه آنها به دلیل تکیه بر روش‌هایی بوده که با شیوه آزمون و خطا شکل گرفته است. برای اینکه بتوانیم هزینه‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی مبتنی بر روش‌های سعی و خطا را کاهش دهیم، لازم است بر روشی تکیه کنیم که تا به حال در ایران اجرایی نشده است.

در نظام حسابرسی نوعی از حسابرسی «مالی» وجود دارد که هرسال مجموعه‌های مختلف را ملزم می‌کند تا تمامی صورت‌های مالی خود را ارائه دهند. در کنار این موضوع نوع دیگری از حسابرسی وجود دارد که به آن؛ حسابرسی «مدیریتی» می‌گویند. در این مدل نیز نیز حسابرس موظف است تا شاخص‌های مدیریتی را مورد رصد و ارزیابی قرار ‌دهد.

حسابرسی مطلوب نظر بنده در این بحث؛ حسابرسی سیاست‌ها و رویکردها (نسل‌ها) نام دارد و بیشتر تمرکز آن نیز بر عملکرد نظامات دولتی و نهادها است. در این نوع از حسابرسی؛ مدل‌ها و طرح‌های اجرایی شده در طول یک بازه زمانی مورد بررسی کامل قرار می‌گیرد تا بر اساس آن نقاط ضعف و قوت موجود، مشخص شود.

دولت‌ها در ایران عزمی برای سپردن اقتصاد به مردم (بخش خصوصی) را ندارند؟

بنده به یاد می‌آورم که در دوران نخست‌وزیری آقای موسوی بحثی مطرح شده بود که آیا باید تجارت و بازرگانی به طور کامل در اختیار دولت باشد و یا این امور باید از سوی مردم (بخش خصوصی) هدایت شود. این اختلاف نظر تا جایی بین دو تفکر موجود پیش رفت که آنها برای کسب تکلیف به محضر امام خمینی (ره) رسیدند.

در آن زمان امام راحل (ره) فرمودند: در امور اقتصادی آن دسته از اقداماتی که مردم می‌توانند انجام دهند، باید به ایشان سپرده شود. اما آن دسته از اقداماتی که مردم به دلایل مختلف علاقه‌ای به دخالت ندارند، باید دولت ورود کند. در آن زمان تأکید شد که مسائل مهم اقتصادی که از نظر حاکمیتی و استراتژیک بسیار اهمیت دارد باید در اختیار دولت باقی بماند.

منبع: اقتصادنیوز

اخبار مرتبط
پربازدیدهای اخیر
تازه‌ترین‌ها
پیشنهاد سردبیر