تاثیر نظریه «اثر ثروت» بر تورم

چرا دولت‌ از رشد بورس می‌ترسد؟

چرا دولت‌ از رشد بورس می‌ترسد؟
  • افزودن به علاقه‌مندی‌ها
  • اشتراک‌گذاری
  • 7 پسندیدن

بورسان - سروش بهرامی: تورم افسارگسیخته در کشور طی بیش از یک سال گذشته باعث افزایش قیمت شدید دارایی‌ها شده است. وقتی به بازارهای مختلف نگاه می‌کنیم، تمامی کلاس دارایی‌ها با رشد قیمتی سنگینی همراه شده‌اند و جاماندگی و کاهش قدرت خرید از مهم‌ترین تبعاتی است که زندگی همه را تحت تاثیر خود قرار داده است.

از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا کنون دلار بازدهی ۲۸ درصدی را ثبت کرده و متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان تهران با افزایش ۲۴ درصدی همراه بوده است اما در این میان بازار سرمایه وضعیت متفاوتی را دنبال می‌کند و به نظر می‌رسد که این موضوع فارغ از مباحثی که تاکنون مطرح شده، می‌تواند دلیل مهم دیگری هم داشته باشد.

بحث تورم در اقتصاد یک کشور گاهی اوقات می‌تواند پیچیده شود و با وجود ابزارهای کلاسیک موجود در دست سیاست‌گذاران همچون بانک مرکزی آن کشور، تصمیم‌گیری بسیار سخت است و هر اقدامی می‌تواند تاثیرات خاص خود را داشته باشد. تورم به طور کلی علاوه بر مباحث نظری، در رفتار افراد نیز بسیار تاثیرگذار است و بروز آن در اقتصاد می‌تواند شروع یک لوپ تشدید کننده باشد.

در این مقاله قصد داریم درباره یک نظریه اقتصاد رفتاری به نام wealth effect یا اثر ثروت (بهتر است آن را «توهم ثروتمند بودن» بنامیم) بپردازیم و بررسی کنیم که این موضوع چگونه در یک اقتصاد متورم می‌تواند بر شدت تورم موجود بیفزاید.

اثر ثروت (Wealth effect) چیست؟

کار از جایی شروع می‌شود که تورم اقتصاد را فرا می‌گیرد و قیمت‌ها سر به فلک می‌کشند. در این میان افزایش قیمت دارایی‌های سرمایه‌گذاری بیش از هر چیزی خودنمایی می‌کنند. افزایش قیمتی که صرفا به واسطه تورم رخ داده است نه عوامل بنیادی و این موضوع اصلی‌ترین نکته این موضوع است.

اکنون تورم باعث شده است که قیمت دارایی‌های افراد مانند مسکن، سهام و یا به طور کلی سبد سرمایه‌گذاری افزایش یابد و این موضوع باعث می‌شود که فرد با توجه به رشد قیمت دارایی‌ خود، احساس (توهم) ثروتمندتر شدن کند. این موضوع باعث می‌شود که فرد از این پس با خیال آسوده‌تری مصرف کند و کمتر به فکر پس‌انداز باشد که این موضوع به افزایش تقاضا در بازارها منجر می‌شود.

نکته اینجاست که این موضوع صرفا از لحاظ روانی اتفاق می‌افتد و قدرت خرید فردی که درآمد یکسانی با قبل از تورم دارد، کمتر نیز شده است. البته عکس این موضوع نیز صادق است و با تورم منفی تفکر افراد به دلیل کاهش قیمت دارایی‌هایشان به سمت مصرف کمتر می‌رود.

اثر ثروت چگونه باعث تورم بیشتر می‌شود؟

زمانی که تورم باعث شده است شما توهم ثروتمندتر شدن داشته باشید، از لحاظ رفتاری تمایل شما برای مصرف بیشتر می‌شود و این اتفاق در سطح جامعه باعث افزایش تقاضا در بازارها می‌شود. این اتفاق که در دنیا بیشتر در زمان رشدهای افسارگسیخته مسکن و بازار سهام رخ داده است، با افزایش دوباره تقاضا درحالی که تورم در اقتصاد جولان می‌دهد، باعث تشدید رشد قیمت‌ها می‌شود و شرایط را وخیم‌تر می‌کند.

مصرف بیشتر درحالی که قدرت خرید کمتر از قبل شده است تنها منجر به فقیرتر شدن افراد آن جامعه می‌شود و از طرفی نیز تاثیرات بلندمدت آن می‌تواند شرایط اقتصادی جامعه را شدیدا تحت‌الشعاع قرار دهد. به همین علت است که دولت‌ها باید سریعا به دنبال راهی برای جلوگیری از این موضوع باشند.

اینجاست که بانک‌های مرکزی در سراسر دنیا در زمان تورم با استفاده از ابزارهای موجود که مهم‌ترین آن افزایش نرخ بهره است، شروع به کنترل تورم می‌کنند که این اقدام باعث جمع شدن نقدینگی از جامعه و تعدیل انتظارات تورمی می‌شود و می‌تواند مانع از ایجاد اثر ثروت در ذهن افراد آن جامعه باشد.

حال سوال این است که در ایران برای کنترل این موضوع چه اقداماتی رخ داده است و چرا اقدامات مرسوم در دنیا در اقتصاد کشور ما جوابگو نیست؟

کنترل بورس توسط دولت حقیقت دارد؟

مدتی است که اقتصاد ایران به دلیل وجود تحریم‌های سنگین و همچنین تصمیمات اقتصادی نادرست و ناکارآمد دچار تورم سنگینی شده است و افزایش قیمت‌ها طی یک سال گذشته قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده است. نبود چشم‌انداز مثبت سیاسی و اقتصادی باعث شده است که همچنان انتظارات تورمی بالا باشد و بازارهای مختلفی از جمله ارز، مسکن، خودرو و... رشد قابل توجهی داشته‌اند.

اینجاست که اثر ثروت شروع به کار می‌کند و می‌تواند با توهمی که برای عده‌ای ایجاد می‌کند باعث تشدید تورم موجود شود. قطعا سیاست‌گذاران به این موضوع واقف هستند و برای جلوگیری از آن اقداماتی انجام می‌دهند. همانطور که بالاتر ذکر شد، این موضوع در دنیا بیشتر در زمان رشد قیمت مسکن و بازار سهام که اصلی‌ترین کلاس‌های دارایی شناخته شده هستند، ایجاد می‌شود. قیمت مسکن طی یکسال گذشته در ایران رشد قابل توجهی داشته اما بازار سرمایه تغییر چندانی نکرده است و همین موضوع این فرضیه را ایجاد می‌کند که شاید بورس تهران توسط دولت کنترل می‌شود تا مانعی برای ایجاد اثر ثروت و توهم ثروتمندتر شدن در جامعه باشد تا با این کار از ایجاد تقاضای مضاعف در بازارها جلوگیری کند، موضوعی که برخی از اقتصاددانان در نیمه ابتدایی سال ۹۹ و رشد شدید بازار سرمایه به صورت تلویحی به آن اشاره کرده بودند.

اما سوال این است که چرا دولت تنها دست در جیب سهامداران می‌کند و به سراغ بازارهای دیگری که نقدینگی را بنده سفته‌بازی می‌کنند نمی‌رود؟

بورس؛ عروسک خیمه‌شب‌بازی دولت

حقیقت این است که بازار سرمایه تنها بازاری است که دولت بر آن سیطره کامل دارد و به هرشکلی که دوست داشته باشد آن را می‌چرخاند. بیش از ۸۰ درصد شرکت‌های موجود در بورس به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تملک دولت هستند و می‌توان دولت را بازیگر اصلی بازار سرمایه نامید و همانطور که در سال ۹۹ آن را به اوج رساند، اکنون نزدیک به دو سال است که اجازه رشد معقولی را به آن نمی‌دهد.

در بازارهای دیگر اما کمی قضیه فرق می‌کند و دولت یا توانایی کنترل آن را ندارد و یا در رشد قیمت‌ها ذینفع است. برای مثال در بازار ارز به دلیل شرایط سیاسی و اقتصادی موجود، دولت توانایی کنترل قدرتمندی را بر آن ندارد و‌ کمبود دارایی ارزی دولت در کنار تحریم‌ها مانع از کشیده شدن ترمز بازار ارز می‌شود. در بازار مسکن می‌توان به قطع گفت خود دولت و شرکت‌های آن بزرگ‌ترین متملکین این بازار هستند و رشد قیمت مسکن در وهله اول به خود آن‌ها سود می‌رساند که بتوانند ارزش دارایی‌های خود را افزایش دهند و هر زمان که نیاز بود با افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ها خود را از ورشکستگی ترازنامه‌ای نجات دهند.

به هرحال اکنون در دوره‌ای قرار داریم که به دلیل تحریم‌ها و تصمیمات اشتباه مستمر، اقتصاد کشور به روزی افتاده که هرگونه اقدامی در جهت کنترل تورم و ترمیم اقتصاد، تبعات خاص خود را خواهد داشت و گویی ابزارهای معمول دنیا دیگر به کار اقتصاد ایران نمی‌آیند. در این میان نیز بورس به عنوان مظلوم‌ترین بازار به تماشای اتفاقات نشسته و در انتظار رفع ابهاماتی است که چندین سال است چنگ بر گلوی مردم گذاشته است.

اخبار مرتبط
پیشنهاد سردبیر